تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٢٥٥ - رمز كثرت اسماى واجب
كثرت عرضى هم مىرسد كه در جاى خود بيان شده است. [١]
رمز كثرت اسماى واجب
با توجه به اينكه واجب الوجود، بساطت مطلق دارد و از هرگونه تركيبى- اعم از تركيب از اجزاى خارجى، اجزاى ذهنى، اجزاى حدّى و اجزاى كمّى و تركيب از وجدان، فقدان، كمال، نقص، وجود و عدم [٢]- منزّه است، چگونه ممكن است كه داراى اسماى متعدّد باشد؟ مگرنه هر اسمى از ويژگىاى در مسمّا حكايت مىكند؟ مگرنه، اگر اسما متعدّد باشند، ويژگىها هم متعدّدند و تعدّد ويژگىها، با بساطت، ناسازگار است؟
اگر بگوييم: زيد، نويسنده و شاعر است، زيد هم مسمّاى نويسنده و هم مسمّاى شاعر است. هركدام از اين دو نام، [٣] از ويژگىاى در زيد حكايت مىكند و زيد را از مرتبه بساطت، ساقط و در ورطه تركيب، گرفتار مىسازد.
به همين جهت است كه مىگوييم: واجب الوجود، صفتهاى حقيقى- چه مضاف و چه غير مضاف- ندارد، بلكه اين صفتها، از نظر مصداق، وحدت خارجى دارند و عين ذاتند و تنها اختلاف آنها با ذات و با يكديگر، اختلاف مفهومى است، نه مصداقى.
امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است:
كمال الإخلاص له نفي الصفات عنه؛ [٤]
[١] . ر. ك: صنع و ابداع (شرط نمط پنجم) فصل ١١، ص ٢٣٥- ٢٤٩؛ غايات و مبادى (شرح نمط ششم) فصل ٣٩، ص ٢٨٠- ٢٨٩.
[٢] . ر. ك: هستى و علل آن (شرح نمط چهارم) فصل ٢١.
[٣] . ر. ك: الشواهد الربوبيّه، ص ٤٤ (در آنجا آمده است كه در عرف عارفان ذات با ملاحظه صفتى از صفتها، اسم است؛ مانند عالم، قادر و ...).
[٤] . نهج البلاغه، خطبه ١.