تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٣٧٩ - ٢ اكثريت داشتن گنهكاران
كار رفته است، [١] ولى بايد توجه داشته باشيم كه غايت و غرض، اعم است از بالذات و بالعرض. اگر به اين نكته توجه نكنيم، در فهم برخى از آيات دچار مشكل مىشويم؛ براى نمونه، در آيه زير مىفرمايد:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛ [٢]
جنّ و انس را جز براى اينكه مرا پرستش كنند، نيافريدهام.
چگونه ممكن است كه در آيهاى بفرمايد: بسيارى را براى جهنم آفريدهام و در آيهاى ديگر بفرمايد: همه را براى پرستش خودم يا به گفته برخى براى معرفت خودم آفريدهام. آيا اين، تناقض نيست؟
نمونه ديگر، آيه زير است:
يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ [٣]
اى مردم! پروردگارتان را كه شما و پيشينيان را آفريده است، پرستش كنيد. باشد كه پرهيزكار شويد.
چگونه ممكن است كه انسانها هم براى عبادت و تقوا آفريده شده باشند، هم براى جهنم؟
بنابراين، چارهاى نيست جز اينكه ميان غايت حقيقى و امر ضرورى فرق بگذاريم و نپنداريم كه هر امر ضرورىاى غايت است.
عبادت و تقوا- كه نتيجه آنها رفتن به بهشت است- غايت حقيقى و سقوط در جهنم، امرى ضرورى است. غايت حقيقى تأسيس بيمارستان، درمان بيماران است؛ ولى مردن برخى از بيماران در بيمارستان، امرى ضرورى است. غايت حقيقى تأسيس
[١] . در فصل پيش با نمونههايى از آن آشنا شديم.
[٢] . ذاريات (٥١) آيه ٥٦.
[٣] . بقره (٢) آيه ٢١.