تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ١٤٠ - شرح و تفسير
قائمة بحالها. [١]
ترجمه
وهمى ديگر و تنبيه
و همينها نيز گاهى مىگويند: نفس ناطقه، هرگاه چيزى را تعقّل كند، تعقّل آن چيز، تنها به وسيله اتّصال آن به عقل فعّال است. اين سخن، حق است. [٢]
گفتهاند: اتّصال نفس به عقل فعّال، اين است كه خود عقل فعّال شود؛ زيرا نفس عقل مستفاد مىشود و عقل فعّال، خود به نفس اتّصال مىيابد، پس عقل مستفاد مىشود. [٣]
و اينان يا بايد عقل فعّال را تجزيهپذير بدانند كه بخشى از آن اتّصال يابد و بخشى اتّصال نيابد، يا بايد قبول كنند كه- بدون تجزيهپذيرى عقل- نفس يكباره به آن متّصل مىشود و كامل و واصل به هر معقولى مىگردد. [٤]
بهعلاوه، در اينكه مىگويند: نفس ناطقه، هنگامىكه به عقل مستفاد، صورتپذير مىشود، خود آن است، محالى است كه همچنان به حال خويش باقى است. [٥]
شرح و تفسير
يكى از لوازم اتحاد عاقل و معقول، اتحاد معقولها بود. شيخ الرئيس درباره بطلان آن در فصل پيش سخن گفت.
[١] . «قائمة بحالها» خبر «أنّ» و «هي العقل المستفاد» خبر «إنّ» است.
[٢] . شيخ الرئيس با تئورى اتّصال نفس با عقل فعّال در حين ادراك معقولها موافق است.
[٣] . او در عين اينكه با اتّصال نفس با عقل فعّال، موافق است، اتحاد آنها را نمىپذيرد.
[٤] . از نظر او اتحاد نفس با عقل فعّال، مستلزم يكى از دو محذور است: يكى اينكه عقل فعّال تجزيه شود و ديگرى اينكه نفس به تمام صورتهاى معقول، واصل گردد.
[٥] . اين هم محذور سومى است كه بنابر اتحاد نفس با عقل مستفاد لازم مىآيد. اين محذور در فصلهاى پيش بيان شده است.