تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٣٦ - شرح و تفسير
ترجمه
تنبيه
تأمّل كن كه چگونه هستى از مرتبه شريفترين آغاز شد [١] و به سوى شريفتر [٢] آمد، تا به هيولا پايان يافت. [٣] سپس از پستترين موجودها [٤] (يعنى هيولا) به سوى پستتر بازگشت، تا به شريفتر و شريفترين رسيد، تا به نفس ناطقه و عقل مستفاد، منتهى شد؟ [٥]
و چون نفس ناطقه، كه به گونهاى موضوع صورتهاى معقول است، منطبع در جسمى كه به آن قيام كند، نيست [٦]، بلكه جسم آلت و ابزار آن است [٧]، پس تبدّل جسم، از اينكه آلت نفس و حافظ وابستگى باشد، به جوهر نفس ضرر نمىزند [٨]، بلكه نفس به لحاظ اينكه وجود خود را از جواهر جاودان عقلى، استفاده مىكند، باقى است. [٩]
شرح و تفسير
در اين فصل، دو مطلب مهم، بيان مىشود:
[١] . عقل اوّل نسبت به عقلهاى ديگر، شريفترين است.
[٢] . پس از عقلها، نفسها قرار دارند كه شريفتر از صورتها و صورتها شريفتر از هيولايند.
[٣] . قوس نزول هستى به هيولا پايان مىگيرد.
[٤] . قوس صعود هستى از هيولا آغاز مىشود.
[٥] . نفس ناطقه در قوس صعود، شريفترين است و خود، مراتبى دارد. ما براى بيان مراتب، از پسوند «تر» و «ترين» كه اوّلى علامت صفت تفصيل و دومى علامت صفت عالى است، استفاده كردهايم.
[٦] . اشاره به تجرّد ذاتى نفس است.
[٧] . اشاره به تعلّق تدبيرى نفس به بدن است.
[٨] . اشاره به موت بدن و بقاى نفس است.
[٩] . نفس به جواهر عقلى كه از جاودانگى برخوردارند، همواره موجود و باقى است.