تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٣٨١ - پاسخ
موجب هلاك دايم و خلود در عذاب و كدام يك موجب عذاب منقطع و گرفتارى پايانپذير است.
شيخ الرئيس براى تميز بدها و بدترها و اسباب خلود و عدم خلود در عذاب، رهنمودى كلى داده است كه قطعا مستفاد از شرع است و كسىكه بخواهد وارد فهم جزئيّات شود، چارهاى جز استفاده از وحى و از خاندان وحى ندارد. او مىگويد:
بل إنّما يهلك الهلاك السّرمد ضرب من الجهل و الرّذيلة؛
بلكه تنها بخشى از جهل و رذيلت، موجب هلاك هميشگى مىشود.
آن جهلى كه موجب هلاك دايم مىشود، جهل مركّب است كه در تضادّ با علم و يقين است، نه جهل بسيط كه تضادّى با علم و يقين ندارد؛ بلكه تقابل آن با علم و يقين، تقابل عدم و ملكه است و چه بسيارند جاهلان قاصرى كه گمراه و سرگردانند و جرمى ندارند كه قابل مؤاخذه و مجازات باشند. اين، به حسب وادى معرفت؛ و اما در وادى عمل هم هر عمل بد و هر گناهى انسان را گرفتار خلود و عذاب نمىكند؛ بلكه كيفر همواره متناسب با عمل است. تنها برخى از اعمال زشت، از اسباب خلود در عذابند.
قرآن كريم مىفرمايد:
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها؛ [١]
هركسى مؤمنى را عمدى بكشد، كيفرش خلود در آتش جهنم است.
و صد البته كه در توبه هم باز است و توبه با شرايطى پذيرفته مىشود؛ ولى اگر كسى بدون توبه بميرد، به دليل جهل مركّب يا ارتكاب اعمالى كه موجب خلود دايم مىشود، هرگز روى نجات و رستگارى نخواهد ديد.
شيخ الرئيس درباره رذايل و گناهانى كه موجب خلود در عذاب نيستند، مىگويد:
و إنّما يعرض للعذاب المحدود ضرب من الرّذيلة و حدّ منه؛
[١] . نساء (٤) آيه ٩٣.