تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٢٧٨ - تنبيه و اشاره
و أمّا بحسب القسم الثّاني، فقد يجوز في إضافات بعيدة لا تؤثّر في الذّات.
ترجمه
تنبيه و اشاره
گاهى صفتهاى اشيا، به صورتهاى گوناگونى تغيير مىكند: [١]
يكى اين است: چيزى كه سفيد است، سياه شود و اين، به سبب تغيير صفت غير مضافى است كه در شىء، استقرار دارد. [٢]
دومى مانند اين است كه شىء قادر بر تحريك يك جسم باشد. اگر آن جسم از بين برود، محال است كه گفته شود: قادر بر تحريك آن جسم است. بنابراين، صفت آن شىء تغيير كرده است؛ ولى نه اينكه ذات آن شىء تغيير كند؛ بلكه تغيير در اضافه آن شىء است؛ زيرا توانا بودن، صفت واحدى است براى آن شىء كه اوّلى و ذاتى آن، اضافه به يك امر كلى است كه- مثلا- عبارت است از تحريك اجسام در برخى از حالات و در اين امر كلى، زيد، عمرو، سنگ و درخت، دخول ثانوى پيدا مىكنند؛ زيرا تعلّق توانايى، با اضافههاى متعيّن و مشخّص، قطعى و حتمى نيست؛ چراكه اگر زيدى در بوته امكان نباشد و هرگز اضافه توانايى به تحريك وى، وقوع نيابد، ضررى به توانايى او بر تحريك، وارد نمىكند. بنابراين، اصل توانا بودن، با تغيير احوال اشيايى كه توانايى به آنها تعلّق مىگيرد، تغيير نمىكند؛ بلكه تنها اضافههاى خارجى تغيير مىكند.
اين قسم، مانند مقابل قسم اوّل است. [٣]
[١] . خلاصه اينكه، صفتها بر دو قسمند: حقيقى و اضافى. صفتهاى حقيقى نيز بر دو قسمند: حقيقى محض و حقيقى مضاف. صفتهاى حقيقى مضاف نيز بر دو قسمند.
[٢] . اين همان صفت حقيقى محض است.
[٣] . قسم اوّل، صفت حقيقى محض بود و اين، صفت حقيقى مضاف است. به همين جهت، شيخ الرئيس اين دو قسم را در برابر هم قرار داده است.