تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ١٢٦ - افزونى تنبيه
فصل هشتم اتحاد معقولها با يكديگر
زيادة تنبيه و أيضا [١] إذا عقل «ألف» ثمّ عقل «ب» أيكون كما كان عند ما عقل «ألف»، حتّى يكون سواء [٢] عقل «ب» أم لم يعقلها، أو يصير شيئا آخر؟ [٣] و يلزم [٤] منه ما تقدّم ذكره.
ترجمه
افزونى تنبيه
[٥] و نيز هرگاه جوهر عاقل، «الف» را تعقّل كند، سپس «ب» را تعقّل كند، آيا هنگام تعقّل «ب» همان است كه هنگام تعقّل «الف» بوده، تا تعقّل و عدم تعقّل «ب» برايش يكسان باشد، يا به هنگام تعقّل «ب» چيز ديگرى مىشود؟ [٦]
[١] . «أيضا» مفعول مطلق براى فعل محذوف و «إذا» متعلّق به همان فعل محذوف است.
[٢] . قياس اين است كه گفته شود: «سواء أعقل «ب» أم لم يعقلها».
[٣] . جمله «أو يصير شيئا آخر» عطف بر جمله «أيكون كما كان» است.
[٤] . حرف «واو» در «و يلزم» همچون «واو» «و أيضا» در آغاز فصل براى استيناف است.
[٥] . باز هم درصدد ابطال اتحاد عاقل و معقول است و چون طريقه استدلال گونه ديگرى مطرح مىكند، نام فصل را افزونى تنبيه- زيادة تنبيه- قرار داده است.
[٦] . فرض اين است كه جوهر عاقل با تعقّل «الف»، «الف» مىشود. از اينرو، پرسشى مطرح مىشود كه آيا پس از تعقّل «ب» تغييرى در آن، پديد مىآيد يا پديد نمىآيد؟