تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٥٨ - پاسخ نهايى
مىرسد، آثار به حدّاكثر كاهش مىرسد و با تنزّل از آن حدّ معيّن، نه تنها آثار، بلكه خود قوّه هم رو به اضمحلال مىگذارد.
اما قوّه عاقله، محكوم به حكم قواى حيوانى و آلات و ادوات جسمانى نيست. اين قوّه از شهر و ديارى برتر و آنها از جا و مكانى فروترند. او آسمانى و اينها زمينىاند. او ملكوتى و اينها ناسوتىاند. چه نسبت خاك را با عالم پاك!
پاسخ نهايى
اصولا استدلال شيخ الرئيس بر تجرّد قوّه عاقله، استدلال برهانى نيست؛ بلكه استدلال تنبيهى و فراتر از تنبيهى است و براى همين، آنرا تحت عنوان تبصره آورده است تا هر انسان بصيرى، چشم بگشايد و حقيقت را ببيند. چنين استدلالى به درد افرادى مىخورد كه نياز به يك تنبيه يا تبصره دارند؛ اما افرادى كه با هزاران عمود تنبيه و تبصره، بيدار نمىشوند و چشم دل نمىگشايند، از اينگونه استدلالها بهرهاى نمىبرند و از اين درخت، گل يا ميوهاى فراچنگ نمىآورند.
به قول حضرت خواجه طوسى:
إنّها تكون مقنعة للمسترشدين و إن لم تكن مسكتة للجاهدين؛ [١]
از اينگونه استدلالها نبايد انتظار داشت كه منكران را به سكوت وادارد؛ بلكه تنها كارى كه مىكنند طالبان رشد و كمال را قانع مىسازند.
اقناع علمى غير از اقناع خطابى است. كاربرد دوم در فن خطابه است و حدّاكثر، افاده ظن مىكند؛ ولى كاربرد اوّل در عرصههاى علم و معرفت است و به درد كسانى مىخورد كه از سلامت نفس و انصاف برخوردارند و رشد و تكامل خود را بر هرچيزى ترجيح مىدهند.
[١] . شرحى الاشارات، ج ٢، ص ٥٩.