تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٢٥٦ - رمز كثرت اسماى واجب
كمال اخلاص در پيشگاه خداوند، نفى صفتها از اوست.
البته مقصود حضرت، نفى مطلق صفتها نيست؛ چراكه خود فرموده است:
الذي ليس لصفته حدّ محدود؛ [١]
خداوندى كه براى صفتش حدّ معيّنى نيست.
بلكه مقصود، نفى صفت زايد بر ذات است.
متأسّفانه، برخى از پيروان مكتب اعتزال، جمله اوّل را شاهدى بر صحّت قول معتزله- كه صفتها را مطلقا نفى مىكنند- دانستهاند. [٢]
برخى هم با پذيرش اين مطلب كه جمله نخست، موافق نظر معتزله است، خطبه مشتمل بر آنرا از مجعولات معتزله دانسته و آنرا از اعتبار ساقط دانستهاند؛ [٣] ولى هر دو به بىراهه رفتهاند.
شيخ الرئيس براى تبيين مسئله كثرت اسما و صفات مىفرمايد:
و الأوّل يعرض له كثرة لوازم إضافيّة و غير إضافيّة، و كثرة سلوب و بسبب ذلك كثرة الأسماء؛ لكن لا تأثير لذلك في وحدانيّة ذاته؛
و بر واجب الوجود، كثرت لوازم اضافى و غيراضافى و كثرت سلوب عارض مىشود و به سبب آن، كثرت اسما پديد مىآيد؛ ولى اينها تأثيرى در وحدانيّت ذات او ندارند.
شيخ الرئيس در عبارت بالا، واجب الوجود را معروض كثرت صفتهاى اضافى، صفتهاى حقيقى و صفتهاى سلبى دانسته و از اين رهگذر، زمينه ظهور كثرت اسما را- كه عبارتند از: ذات با ملاحظه صفتى از صفتها- فراهم كرده است.
همانطورىكه اشاره شد، نظر مشهور فلاسفه، بر نفى صفتهاى حقيقى زايد بر ذات و اثبات صفتهاى اضافى و صفتهاى سلبى است؛ چراكه صفتهاى اضافى
[١] . همان.
[٢] . ر. ك: ابن ابى الحديد شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٧٤. (دار احياء الكتب العربيه ١٣٧٨ ه)
[٣] . ر. ك: عبده الشمالى، تاريخ الفلسفة الاسلاميه، ص ١٣١.