تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ١٩٠ - تذنيب
فصل دوازدهم نتيجهگيرى
تذنيب فيظهر [١] لك من هذا أنّ [٢] كلّ ما يعقل؛ فإنّه ذات موجودة [٣]، يتقرّر [٤] فيها الجلايا العقليّة تقرّر [٥] شيء في شيء آخر.
ترجمه
تذنيب
از اينجا [٦] براى تو آشكار مىشود كه هرچه تعقّل كند، ذات موجودى است كه نمادهاى [٧]
[١] . حرف «فاء» براى تفريع است.
[٢] . «أنّ» و پس آن، مؤوّل به مصدر و فاعل «يظهر» است.
[٣] . از آنجا كه بر سر خبر موصول، «فاء» آورده مىشود؛ مانند «الّذي يأتيني فله درهم»، در اينجا هم بر سر خبر «أنّ» «فاء» درآمده است؛ چرا كه «ما» هرچند مضافاليه است؛ ولى مضاف و مضافاليه به منزله يك كلمهاند. چنين جملههايى در قوّه جمله شرطيّهاند.
[٤] . جمله «يتقرّر فيها ...» جمله وصفيّه است. موصوف آن، «ذات» است.
[٥] . مفعول مطلق نوعى براى «يتقرّر» است.
[٦] . اين فصل، نتيجه فصلهاى پنجگانهاى است كه درباره نفى اتحاد عاقل و معقول، آورده شد.
[٧] . ما «الجلايا العقليّة» را كه به معناى مدركهاى بالذاتند و از مدركهاى بالعرض به طور يقين حكايت مىكنند به «نمادهاى عقلى» ترجمه كرديم؛ چرا كه مدرك بالذات، نمودى است روشن و آشكار از مدرك بالعرض.