تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ١٦٥ - اشاراتى از شيخ الرئيس
او معتقد است كه عنايت الهى يعنى تمثّل نظام كلى جهان هستى در علم پيشين حضرت حق، به گونهاى كه يكايك موجودات از آنچه در علم او تمثّل يافته، به وجود آيند. [١]
او در فصل هفتم از نمط سوم اشارات فرموده است:
إدراك الشيء هو أن تكون حقيقته متمثّلة عند المدرك يشاهدها ما به يدرك؛ [٢]
ادراك شىء، عبارت از اين است كه حقيقت آن در نزد ادراككننده تمثّل يابد، بهگونهاى كه ادراككننده آنرا مشاهده كند.
خواجه طوسى در شرح آن، مدركها را دو قسم كرده است: مادّى و غيرمادّى.
مدرك مادّى در صورتى تمثّل مىيابد كه صورت آن، از نفس حقيقت خارجى انتزاع شود و مدرك غيرمادّى يا مفارق، بىنياز از انتزاع است. تمثّل حقيقت، شامل هر دو قسم مىشود. هرگاه چيزى در برابر چيزى تمثّل مىيابد، به حقيقت يا به مثال خود در حضور او قيام مىكند. در هر ادراكى دو اضافه است: يكى اضافه به ادراككننده و ديگرى اضافه به ادراك شونده. بنابراين، بايد در تعريف آن به هر دو اضافه توجه شود. براى همين است كه ميان مدرك و مدرك تقابل تضايف است. ادراك يا به وسيله آلت و ابزار است يا بدون آن؛ بلكه مدرك به ذات خويش ادراك مىكند. ادراكهاى حسّى و خيالى به آلت و ابزار است؛ ولى ادراكهاى عقلى بدون آلت و ابزار است.
اينكه شيخ الرئيس تعريف ادراك را به قيد «يشاهدها ما به يدرك» مقيّد كرده است، براى اين است كه هر دو قسم را شامل شود. [٣]
اكنون كه با ذكر شواهدى از آثار شيخ الرئيس روشن شد كه او ادراك را عبارت از تمثّل حقيقت شىء در نزد مدرك مىداند، جا دارد كه به نكتهاى از وى كه شاهدى گويا
[١] . ر. ك: شرحى الاشارات، ج ٢، ص ٧.
[٢] . همان، ج ١، ص ١٣٠.
[٣] . همان، ص ١٣١.