تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ١٥٠ - شرح و تفسير
كتابى نوشت كه مورد ستايش ايشان بود؛ حال آنكه تمام مطالب آن، پوچ و بيهوده بود.
آنها مىدانستند كه از آن كتاب چيزى نمىفهمند. خود فرفوريوس هم نفهميده بود.
يكى از معاصران فرفوريوس به نقض و ردّ نظريه او پرداخت و او به آن چه از نوشتههاى پيشينش بىاعتبارتر بود، وى را پاسخ داد.
شرح و تفسير
شيخ الرئيس در فصلهاى پيشين به ردّ نظريّه اتحاد عاقل و معقول پرداخت و چون گروهى از فيلسوفان مشّا و از جمله فرفوريوس( eryhproP )، طرفدار اين نظريه بودهاند، در اين فصل، آنها را به نداشتن فهم و قصور فاهمه متهم كرده است.
صدر المتألّهين- با همه احترامى كه براى شيخ الرئيس قائل است- با نظريّه شيخ الرئيس مخالف و خود از ستايش گران فرفوريوس است. او مىگويد:
يكى از بزرگان حكماى متألّه- كه در علم و توحيد راسخ بوده است- فرفوريوس مشّايى، واضع ايساغوجى است. او به نظر من يكى از بزرگترين اصحاب معلم اوّل بود.
او فيلسوفان مشّا را به سرچشمههاى علومش هدايت و به اشارات خويش ارشاد كرد.
آنچه او درباره علم النفس و علم ربوبى و چگونگى معاد و بازگشت نفس به عالم حق و
ديگران برتر بود. از نوشتههاى او كتاب ايساغوجى و ديگرى كتاب مدخل بر قياسات حمليّه است كه به وسيله ابو عثمان دمشقى به عربى ترجمه شده است (محمد معين، فرهنگ فارسى، ج ٦، ص ١٣٤٢).
وى رسالههاى فلوطين را در شش مجلّد كه هر كدام مشتمل بر نه رساله بود، مرتّب كرد و از اينرو، آن تصانيف، «رسالات نهگانه» ناميده شده است. (همان، ص ١٣٧٨).