تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٢٣٣ - سلسله طولى و عرضى
٢. نظام علمى كه متضمّن صورتهاى علمى تمام موجوداتى است كه در نظام عينى- كه پس از اين مرتبه است- وجود دارند. از آنجا كه طبق بحثهاى گذشته، نظام علمى واجب الوجود، نظامى است ذاتى و فعلى، از يكسو، واجب الوجود به لحاظ اين نظام علمى و يكايك صورتهايى كه در آن تحقّق دارند، بىنياز از غير است و از سوى ديگر، اين نظام، سبب تام است براى نظام عينى؛ يعنى براى موجود شدن نظام عينى، به هيچچيز ديگرى جر خود نظام علمى نياز نيست. به همين جهت است كه بايد نام اين نظام علمى را «علم حصولى ذاتى فعلى تام» بگذاريم و اگر به نكته ديگرى نيز توجه كنيم كه علم حصولى فعلى تام، ممكن است نفسانى و ممكن است عقلانى باشد و واجب الوجود، مجرّد نفسانى نيست تا علمش نفسانى باشد؛ بلكه مجرّد عقلانى است كه در ذات و فعل خود مجرّد تام است. بنابراين، علم حصولى او، صورتهاى عقلى عقلانى ذاتى فعلى تام است؛ حال آنكه نفس انسان، صورتهاى عقلىاش نفسانى است نه عقلانى و غيرذاتى است نه ذاتى و اگر فعلى باشد، همواره يا بيشتر اوقات، علمش فعلى ناقص است.
براى علم فعلى تامّ نفس انسان، مثال زدهاند به كسىكه روى ديوار بلند و كم عرضى راه مىرود. او به مجرّدى كه توهّم سقوط كند، سقوط مىكند. اگر اين مثال، درست باشد، علم فعلى نفس او، علم فعلى تام است؛ چرا كه نفس علم به سقوط، موجب سقوط مىشود و هيچ عامل ديگرى، جز علم به سقوط يا توهّم سقوط، نقش ندارد.
علّامه طباطبائى از پذيرفتن اينكه در مثال مزبور، علم انسان، علم حصولى فعلى تام باشد، خوددارى كرده است؛ چرا كه در همين سقوط هم ممكن است افزون بر توهّم سقوط، تصديق به فايده و اراده سقوط نيز نقش داشته باشد. [١]
[١] . سيّد محمد حسين طباطبائى، نهاية الحكمه، تصحيح عبد الله نورانى، مرحله ٨، فصل ٧، ص ١٧٥.