تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٤٢١ - ٢ اكثريت داشتن هالكان
را فاعل بالقصد مىدانند و براى او غايت و غرض زايد بر ذات قائلند و براى دفع نقص از خداوند، دل خوش كردهاند به اينكه غرض او به مخلوق برمىگردد، نه به خود او، درباره اوّلين مخلوق چه مىگويند؟ اوّلين مخلوق، براى كه و براى چه صادر شد؟ بنابراين، چارهاى نيست جز اينكه گفته شود: اوّلين مخلوق غايتى جز خود ذات بىمانند خداوند ندارد؛ ولى ديگر مخلوقات مىتوانند متعلّق اغراض و غاياتى طولى باشند. هرچند همه اينها سرانجام به ذات خداوند بازگشت مىكنند و چنانكه او مبدء المبادى است، غاية الغايات است. [١]
٢. اكثريت داشتن هالكان
به فرضى كه تخويف و انذار، منافاتى با قضاوقدر نداشته باشد، باز هم رفع اشكال نمىشود؛ چرا كه مبناى پاسخ اين است كه آنانى كه از تخويف و انذار بهره مىگيرند و از كيفر، خلاص مىشوند، اكثريت دارند و تنها اندكى از مردم بهسبب عدم توجه به تخويفها و انذارها گرفتار كيفر مىشوند و اين، شرّى اندك در مقابل خير فراوان است.
بديهى است كه مسلمانان نسبت به كافران، اقليت دارند و بنابر نظر ائمّه اسلام، همه كافران گرفتار هلاكند. او مىگويد:
فإن أنكروا ذلك، فقد خالفوا قول أئمّة الإسلام مع أنّ غرضه من هذا الجواب ليس إلّا تمشية قولهم؛ [٢]
اگر هالك بودن اكثريت انسانها را انكار كنند، با قول ائمّه اسلام مخالفت كردهاند؛ با اينكه غرض شيخ الرئيس از اين پاسخ، همراهى آنهاست.
[١] . ر. ك: الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعه، ج ٧، ص ٨٤.
[٢] . شرحى الاشارات، ج ٢، ص ٨٥.