تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٦٩ - نقد اوّل امام فخر رازى
حال، با ديگر قواى بدنى اختلاف نوعى داشته باشد؟ چه مانعى دارد كه ديگر قواى بدنى از نوعى باشند كه با تكرار و قوّت و شدّت افعال، دستخوش كلال و ملال شوند؛ ولى قوّه عاقله از نوع ديگرى از قواى بدنى باشد كه هرچند افعالش مكرّر و قوى و سريع باشد، دستخوش كلال و ملال نشود؟ [١]
خواننده گرامى بايد توجه داشته باشد كه اجسام و اجرام، اختلاف نوعى ندارند.
اين مطلب در نمط چهارم اشارات مطرح شده است. [٢] همه اجسام از يك نوعند.
بنابراين، از خواصّ نوعى مشترك برخوردارند. جسم- به لحاظ اينكه جسم است- دستخوش تأثر و انفعال مىشود. به ويژه اجسام نباتى و حيوانى كه نمىتوانند به واسطه تكرّر افعال و قوّت و سرعت آن، مصون از تأثر و انفعال باشند.
وانگهى خود كبراى قياس گوياى اين مطلب است كه قواى بدنى- هرچه باشند- محكومند به حكم تأثّر و انفعال و بسيار بعيد بلكه محال است كه دستخوش تأثّر و انفعال نشوند. اگر چنين بود اجسام و اجرام- أزلا و أبدا- فعّال بودند. نه هيچ جسم نباتى از كار مىافتاد و نه هيچ كالبد حيوانى از كاروان بقا و جاودانگى بازمىماند.
اگر در عالم آخرت هم برخى از انسانهاى فاسد و طالح، گرفتار عذاب هميشگى مىباشند و همواره مىسوزند و مىگدازند، به اين دليل است كه خداوند متعال مىفرمايد:
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ؛ [٣]
هرگاه پوست آنها پخته شود، پوست ديگرى بر آنها مىپوشانيم.
بديهى است كه پوست بدن به واسطه آتش پخته و سوخته مىشود؛ ولى خداوند با پخته شدن و سوخته شدن هر پوستى، پوستى ديگر به جاى آن قرار مىدهد تا عذاب كفار استمرار پيدا كند و آنها همواره طعم ناگوار عذاب را بچشند.
[١] . ر. ك: شرحى الاشارات، ج ٢، ص ٥٩- ٦٠.
[٢] . ر. ك: هستى و علل آن، فصل ٢٣، ص ٣٣٨.
[٣] . نساء (٤) آيه ٥٦.