تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٤٠٩ - ٢ كيفر الهى و قضاوقدر
شيخ الرئيس براى رفع اشكال شرور، عذاب و كيفر را از نوع دوم معرفى كرده است. او مىگويد:
فتأمّل جوابه أنّ العقاب النّفس على خطيئتها- كما ستعلم- و هو كالمرض للبدن على نهمه فهو لازم من لوازم ما ساق إليه الأحوال الماضية الّتى لم يكن من وقوعها بدّ و لا من وقوع ما يتبعها؛
در پاسخ اشكال، تأمل كن كه كيفر نفس- چنانكه خواهى دانست- بر خطاها و گناهان اوست و به منزله بيمارى بدن بهسبب پرخورى است. بنابراين، كيفر از لوازم كارهاى گذشتهاى است كه از وقوع آنها و توابع آنها چارهاى نيست.
آنچه از اين عبارتها استفاده مىشود، اين است كه كيفر اخروى و لوازم آن، نتيجه عمل است، نه خود عمل. اين مطلب هنگامى روشن مىشود كه به مثال شيخ الرئيس توجه كنيم. او كيفر را به منزله عوارضى مىداند كه به واسطه پرخورى، دامنگير انسان مىشود. اشخاصى كه پرخورى مىكنند، دچار چاقى مفرط و زخم معده و روده و سوءهضم و عوارض ديگر مىشوند و هرگز از اين عوارض، مصونيت ندارند. آيا اينها بايد خود را سرزنش كنند يا نظام هستى و فاعل آنرا كه هر دو خيرند، زير سؤال ببرند؟ نظام هستى نظام كاشت و درويدن است. انسان هرچه كاشت، همان را مىدرود.
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو
يادم از كشته خود آمد و هنگام درو