تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٥٤ - تقرير نخستين استدلال
اكنون با توجه به اينكه قوّه عاقله هم- ولو به ندرت- با كلال و ملال آلات و ادوات بدنى، دستخوش كلال و ملال مىشود، ممكن است به قياس مورد بحث، خدشهاى وارد گردد و چنين گفته شود كه به دليل همين كلال و ملال اندك، مىتوان گفت كه قوّه عاقله هم جسمانى بوده و به وسيله آلات و ادوات بدنى كارهاى خود را- كه همان ادراك صورتهاى معقول است- انجام مىدهد.
بنابراين، به جاى رفع تالى قياس مزبور، وضع تالى مىكنيم و مىگوييم: لكن قوّه عاقله، گاهى با كلال و ملال آلات بدنى، دستخوش كلال و ملال مىشود.
ولى شيخ الرئيس نگران چنين اشكالى نيست؛ چرا كه در قياس شرطى استثنايى، نتيجه وضع تالى، وضع مقدّم نيست؛ چنانكه نتيجه رفع مقدّم هم رفع تالى نيست. از اينرو، مىگويد:
و ليس إذا كان يعرض لها مع كلال الآلة كلال يجب أن لا يكون لها فعل بنفسها.
ر گاهى قوّه عاقله، با كلال و ملال آلات و ادوات بدنى دستخوش كلال شود، دليل اين نيست كه قوّه عاقله، فاعل مستقل نباشد. مگر مانعى دارد كه گاهى شواغل و موانع، فاعلى را از فعلش بازدارند؟ البته همه فاعلها گرفتار شواغل و موانع نمىشوند. فاعل وجوبى فاعلى است كه نه فعلى او را از فعلى بازمىدارد و نه قولى او را از قولى و نه سمعى او را از سمعى. [١]
رمز اينكه اشكال فوق، خللى بر استدلال قياسى شيخ الرئيس وارد نمىكند، اين است:
و ذالك لأنّك علمت أنّ استثناء عين التّالى لا ينتج.
نكته مهم و حسّاس اين است كه نفس اگرچه نسبت به تعقّلات خود، مستقل و
[١] . يا من لا يشغله سمع عن سمع يا من لا يمنعه فعل عن فعل يا من لا يلهيه قول عن قول يا من لا يغلّطه سؤال عن سؤال ... (مفاتيح الجنان، دعاى جوشن كبير، بند ٩٠).