تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ١٦٣ - اشاراتى از شيخ الرئيس
ارسطو در پاسخ از چيستى علم مىگويد: «چالاك شدن جان بر هرچه جز اوست [١]»
و در پاسخ اينكه به چه دانيم كه از كجا آمدهايم، مىگويد: «چون علم مىآموزيم، پيشتر مىرويم.» [٢]
«اين پيشتر رفتن، اعتلا و تقرّب انسان، درجهدرجه و جستهجسته به سوى مبدأ عالم است كه در مطلق كمال، كمال مطلق است و علم، غذا و سازنده و پروراننده مغتذى است و در حقيقت، غذا با همه اختلاف انواع ... با مغتذى مسانخ است ... غرض اينكه جواب فوق ... را در اتحاد علم، عالم و معلوم، شأنى به سزاست.» [٣]
اشاراتى از شيخ الرئيس
وى پس از آنكه در كتاب مبدأ و معاد استدلال خود را بر اتحاد عاقل و معقول ذكر كرده، مىگويد:
فقد اتّضح من هذا أنّ كلّ ماهيّة جرّدت عن المادّة و عوارضها، فهي معقولة بذاتها بالفعل، و هي عقل بالفعل، و لا يحتاج في أن تكون معقولة إلى شيء آخر يعقلها؛ [٤]
از اين برهان روشن شد كه هر ماهيّتى كه از ماده و عوارض ماده مجرّد باشد، بالذات معقول بالفعل و عقل بالفعل است و در معقول بودن خويش نيازى به چيز ديگرى كه او را تعقّل كند، ندارد.
آنگاه مىگويد:
[١] . همان، ص ٢٩١.
[٢] . همان.
[٣] . همان، ص ٢٩٢.
[٤] . مبدأ و معاد، به اهتمام عبد اللّه نورانى، ص ١٠.