تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٥٧ - نقدى از امام فخر رازى
و پايدار مىماند؛ ولى در دوران پيرى و انحطاط بدن، از اين حدّ معيّن صحّت و سلامت كاسته مىشود و در نتيجه، قوّه عاقله رو به افول و احيانا رو به زوال مىگذارد.
نه تنها قوّه عاقله كه ديگر قواى حسى و حركتى نيز چنينند. براى آنها نيز حدّ معيّنى از صحّت و سلامت لازم است. تا زمانىكه اين حدّ معيّن باقى است، قواى حسى و حركتى هم باقى و گاهى هم رو به تكامل و پيشرفت، دارند. همينكه صحّت و سلامت از آن حدّ معيّن تنزّل مىكند، آنها هم تنزّل مىيابند و با از بين رفتن آن، اينها نيز از بين مىروند.
از نظر وى علت اينكه در دوران كهولت- كه دوران توقّف و ركود قوّه عاقله است- انسان از علوم بيشترى برخوردار است، اين است كه علوم زيادى از پيش در نزد او اجتماع كرده است و اين در حقيقت، رشد كيفى و سير صعودى براى قوّه عاقله نيست.
با اين خدشهاى كه امام فخر رازى بر استدلال شيخ الرئيس وارد كرده است، نمىتوان از راه كلال قواى جسمانى و عدم كلال و ملال قوّه عاقله بر تجرّد آن، استدلال كرد.
ولى اگر قدرى در كلام شيخ الرئيس تأمّل كنيم، معلوم مىشود كه او خود توجه به چنين شبههاى داشته و پيشاپيش آنرا پاسخ داده است.
اگر گاهى نفس از تعقّل بازمىماند، به سبب جسمانى بودن قوّه عاقله نيست؛ بلكه به دليل شواغل و موانعى است كه نفس را از كارهاى مخصوص به خود، بازمىدارد.
مگر نه شيخ الرئيس مىگويد: نتيجه وضع تالى، وضع مقدّم نيست؟!
قوّه حيوانى، كمال اوّل است و آثارى كه از آن، صادر مىشود، كمال ثانى است.
حدّ معيّن از صحّت و سلامت، براى بقاى خود قوّه- كه كمال اوّل است- لازم است؛ اما زيادت بر آن حدّ معيّن، در افزونى كمالات ثانيه و آثارى كه از آن صادر مىشود، مؤثر است. هرچه بر صحّت و سلامت افزوده شود. بر آثار افزوده مىشود و هرچه از آن كاسته شود، از آن آثار كاسته مىشود. هنگامىكه صحّت و سلامت به حدّ معيّن