تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٤١٤ - ١ ديدگاه فلاسفه
شرايطى افاضه كمال كند و فيض خود را از آنها دريغ ندارد، لازم است كه برنامه تكليف و تشريع را تنظيم كند. تنظيم برنامه تكليف، مستلزم بعثت انبياى تشريعى و تبليغى است. انبياى تشريعى، عهدهدار تأسيس شريعت و انبياى تبليغى عهدهدار حفظ و تبيين و تبليغ شريعت مىباشند. با بعثت پيامبر اسلام، طومار هرگونه نبوّتى پيچيده مىشود و براى همين است كه وظيفه تبيين و حفظ شريعت برعهده امامان معصوم قرار مىگيرد.
هدف از همه اينها يك چيز است و آن، در يك كلمه همان انسان آرمانى است.
انبياء و ائمه، انسانهايى معصومند كه در مكتب خويش انسانهاى آرمانى را مىپرورانند و اگر اينها با ابزار شريعت الهى و آسمانى به كمك بشر نشتابند، بهسبب وجود قواى شهوى و غضبى و تضاد آنها با قواى فطرى و عقلى و فراهم بودن مناظر وسوسهانگيز و زرقوبرقهاى زندگى مادّى و حضور شياطين جنّ و انس، تمام استعدادهاى نيك، ضايع مىشود و سرانجام، از انسان چيزى جز يك حيوان دو پا باقى نمىماند.
رهبرانى كه عهدهدار ساختن انسانهاى آرمانىاند، ناگزيرند كه علاوهبر تأسيس و تبيين شريعت و حقايق اعتقادى به تبشير و انذار بپردازند. تبشير و انذار، سلاح برّندهاى در دست آنهاست. انسان بايد به شوق پاداش نيك، به سوى خير به حركت درآيد و از بيم كيفر و عذاب، از حركت به سوى اعمال شهوى و غضبى محض كه مايه ركود و سقوط اوست، بازايستد.
بنابراين، براى ساختن انسانهاى آرمانى هم تكليف لازم است و هم وعد و وعيد يا تبشير و انذار. نه تنها وعد و تبشير، نيكو و زيباست، بلكه تخويف و وعيد نيز به لحاظ خاصيّت بازدارندگى، زيبا و پسنديده و نيكوست. چگونه ممكن است كه تخويف و وعيد و انذار، نيكو باشد، ولى تصديق عملى آن نيكو نباشد؟ بر خداوند زيبنده نيست كه در مسير ساختن انسانهاى آرمانى وعد و وعيدهايش پوچ و توخالى