تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٢٥٩ - پاسخ اشكالهاى خواجه
٢. خداوند افزون بر صفتهاى اضافى و سلبى، صفتهاى حقيقى زايد بر ذات هم دارد (اشكال امام فخر رازى).
٣. ذات خداوند، محلّ صورتهاى معقول است كه معلول ذات و ممكن و متكثّرند.
٤. معلول نخستين- يعنى نخستين صورت معقول- جداى از ذات واجب الوجود نيست.
٥. واجب الوجود، قدرت بر ايجاد معلولهاى مباين از ذات خود ندارد، مگر به وسيله صورتهاى معقولى كه حالّ در ذات اويند.
خواجه معتقد است كه اگر افلاطون قائل به مثل و ارباب انواع شده و اگر حكماى مشّا اتحاد عاقل و معقول را پذيرفتهاند، براى گريز از اشكالهاى بالا بوده است.
سپس با يادى از تعهّد آغازين خود، از اينكه بخواهد به تفصيل به بحث بپردازد و اشكال را برطرف نمايد خوددارى مىكند و به اشارهاى كوتاه- به قول خودش- حقيقت را آشكار مىسازد. [١]
پاسخ اشكالهاى خواجه
١. اتحاد فاعل و قابل در صورتى محال است كه پذيرش به معناى انفعال تجدّدى باشد؛ ولى در صورتى كه پذيرش به معناى اتّصاف- آن هم اتّصاف به لازم- باشد، محال نيست.
عدد چهار، هم فاعل زوجيّت است و هم قابل؛ چراكه عدد چهار، ملزوم و زوجيّت، لازمه آن است.
در تمام بسائط، اتحاد فاعل و قابل- به همان معناى بالا- جايز است.
[١] . ر. ك: شرحى الاشارات، ج ٢، ص ٧٢.