تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٣٥٤ - نمونه سوم
آنهاست. بنابراين، فايدههاى اينها به مراتب بر زيانهايشان فزونى دارد. اگر انسان از جهل خود در دنيا و آخرت زيان مىبيند براى وجود قوّه عاقله نيست، بلكه براى اين است كه از وجود آن، بهره درست نبرده است. او اگر عقل را بر قوّه شهوت و غضب حاكم مىكرد و شهوت و غضب را از تجاوز به حريم عقل و خوار و خفيف كردن آن بازمىداشت، هرگز در معاش و معاد خود زيان نمىديد. شيخ الرئيس در اينباره مىگويد:
و أن تتأدّى أحوالها و أحوال الأمور التّي في العالم إلى أن يقع لها خطا في عقل ضارّ في المعاد، و في الحقّ أو فرط هيجان غالب عامل من شهوة أو غضب ضارّ في أمر المعاد؛
و همينطور احوال اجسام حيوانى [١] و امور عالم هستى به خطا و انحرافى منتهى مىشود كه در امر معاد يا در راه حق زيانبخش است و يا شهوت و غضبى غلبه مىكند كه به معاد انسان زيان مىرساند.
شيخ الرئيس پس از آوردن اين نمونهها به بيان سه نكته مهم مىپردازد:
نكته اول
محال است كه قواى شهوى و غضبى بخواهند به كمال خود برسند و در عين حال، تضادّ و تزاحمى با ديگر قوا پيدا نكنند. گاهى انسان در به كارگيرى قواى شهوى و غضبى دچار خطا و اشتباه مىشود. نمىتوان گفت: چرا انسان قوه شهوت و غضب دارد؟ بلكه بايد گفت چرا در به كارگيرى قوّه شهوت و غضب به خطا رفته است؟ چرا عقل را از كار انداخته و چشم و گوش آنرا كور و كر كرده تا در چاه ويل بدبختى و رسوايى سقوط كند؟ شيخ الرئيس درباره نكته اوّل مىگويد:
[١] . منظور اجسام حيوانى خاص- يعنى انسان- است.