تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٦٦ - دومين استدلال
خفى استحكام مىيابد.
از سوى ديگر، قياس هم حكم مىكند كه به هنگام صدور فعل، از قواى بدنى عضوى كه موضوع آن قوّه است، دستخوش تأثّر و انفعال مىشود. اگر قوّهاى مجرّد از ماده باشد، از تأثّر و انفعال موضوع خود مصونيّت دارد؛ ولى قوّهاى كه وابسته به ماده باشد و عضوى از اعضا، موضوع و حامل آن باشد، محال است كه از تأثّر و انفعال موضوع خود مصون بماند. براى همين است كه حواس ما از محسوسات و اعضاى بدن ما از تحرّكات خود منفعل و متأثّر مىشوند. بدون شك، چشم از كار زياد و پا از رفتن بسيار، دچار خستگى مىشوند.
شيخ الرئيس سه عامل را در كلال و ملال قواى بدنى، مؤثر مىداند: يكى تكرار كه به آن اشاره شد و ديگرى قوّت و سومى سرعت.
در مورد دو عامل دوم و سوم مىگويد:
لا سيّما القويّة و خصوصا إذا أتبعت فعلا فعلا على الفور.
در اين عبارت هم به عامل قوّت اشاره كرده و هم به عامل سرعت.
پس او پذيرفته است كه اگر سه عامل مزبور، توأم با يكديگر باشند، كلال و ملال قواى بدنى زودتر به دست مىآيد و اگر هركدام آنها از صحنه خارج شوند، كلال و ملال ديرتر به دست مىآيد و چه بسا كلال و ملال حاصل نشود.
تا اينجا نخستين خاصيّت قواى بدنى- يعنى كلال و ملال- معلوم شد.
شيخ الرئيس پس از بيان خاصيّت نخست، به بيان خاصيّت دوم پرداخته و گفته است:
و كان الضّعيف فى تلك الحال غير مشعور به كالرّائحة القوّية إثر الضّعيفة.
آرى، چشم پس از مشاهده نور قوى از ديدن نور ضعيف، ناتوان و گاهى هم دچار كورى مىشود.
كسانىكه به هنگام گرفتگى خورشيد، زياد به آن نگاه كنند، از آسيب يا كورى چشم مصونيّت ندارند.