تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٤ - تفسير حكم غنائمى كه بدون جنگ به دست مىآيد
اما وقوع درگيرى مسلحانه از نظر تاريخى ثابت نيست، محاصره نيز چندان به طول نيانجاميد، بنا بر اين مىتوان گفت در حقيقت چيزى كه بتوان نام آن را نبرد گذاشت رخ نداد و خونى بر زمين ريخته نشد.
يعنى اين همانند غنائم جنگهاى مسلحانه نيست كه تنها يك پنجم آن در اختيار پيامبر ص و ساير نيازمندان قرار گيرد، و چهار پنجم از آن جنگجويان باشد.
و نيز اگر در آيه قبل گفته شد كه تمام آن متعلق به رسول خدا است مفهومش اين نيست كه تمام آن را در مصارف شخصى مصرف مىكند، بلكه چون رئيس حكومت اسلامى، و مخصوصا مدافع و حافظ حقوق نيازمندان است قسمت عمده را در مورد آنها صرف مىكند.
در اين آيه به طور كلى شش مصرف براى" فىء" ذكر شده:
١- سهم خداوند، بديهى است خداوند مالك همه چيز است، و در عين حال به هيچ چيز نيازمند نيست، و اين يك نوع نسبت تشريفى است تا گروههاى ديگر كه بعد از آن ذكر شدهاند هيچ نوع احساس حقارت نكنند و سهم خود را همرديف سهم خدا محسوب دارند، و ذرهاى از شخصيت آنها در افكار عمومى