تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦ - ١- اسلام و رهبانيت
كه آن را به طور مطلق نفى كند مسلما باطل است.
زهد اسلامى كه به معنى سادگى زندگى و حذف تجملات و عدم اسارت در چنگال مال و مقام است هيچ ارتباطى به مساله رهبانيت ندارد، زيرا رهبانيت معنى جدايى و بيگانگى از اجتماع است، و زهد به معنى آزادگى و وارستگى به خاطر اجتماعىتر زيستن است.
در حديث معروفى مىخوانيم" عثمان بن مظعون" فرزندش از دنيا رفته بود، بسيار غمگين شد، تا آنجا كه خانهاش را مسجد قرار داد و مشغول عبادت شد (و هر كار را جز عبادت ترك گفت) اين خبر به رسول خدا ص رسيد، او را احضار كرده، فرمود:
يا عثمان! ان اللَّه تبارك و تعالى لم يكتب علينا الرهبانية، انما رهبانية امتى الجهاد فى سبيل اللَّه!
" اى عثمان! خداوند متعال رهبانيت را براى امت من مقرر نداشته، رهبانيت امت من جهاد در راه خدا است" [١] اشاره به اينكه اگر مىخواهى پشت پا به زندگى مادى بزنى اين عمل را به صورت منفى و انزواى اجتماعى انجام مده، بلكه در يك مسير مثبت، يعنى جهاد در راه خدا، آن را جستجو كن.
سپس پيامبر ص بحث مشروحى در باره فضيلت نماز جماعت براى او بيان فرمود كه تاييدى است بر نفى رهبانيت و انزوا.
در حديث ديگرى از امام موسى بن جعفر ع مىخوانيم: كه برادرش" على بن جعفر" از محضرش پرسيد
الرجل المسلم هل يصلح ان يسيح فى الارض او يترهب فى بيت لا يخرج منه؟ قال (ع) لا:
" آيا براى مرد مسلمان سزاوار است دست به سياحت بزند، يا رهبانيت اختيار كند، و در خانهاى بنشيند
[١] بحار الانوار جلد ٧٠ صفحه ١١٤ (باب نهى از رهبانيت حديث ١).