تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١ - تفسير زارع خداوند است يا شما؟!
" حطام" از ماده" حطم" (بر وزن حتم) در اصل به معنى شكستن چيزى است، و غالبا به شكستن اشياء خشك مانند استخوان پوسيده، و يا ساقههاى خشك گياهان اطلاق مىشود و در اينجا منظور كاه است.
اين احتمال نيز داده شده است كه منظور از حطام در اينجا پوسيدن تخمها در زير زمين و عدم رويش آنها باشد [١]" تفكهون" از ماده" فاكهة" به معنى ميوه است، سپس" فكاهت" به مزاح و شوخى و گفتن لطيفهها كه ميوه جلسات انس است اطلاق شده، ولى اين ماده گاهى به معنى تعجب و حيرت نيز آمده، و آيه مورد بحث از اين قبيل است.
اين احتمال نيز وجود دارد همانگونه كه انسان به هنگام" خشم" گاهى مىخندد كه نام آن را خنده خشم مىگذارند در هنگام مصائب سخت و سنگين نيز به شوخى مىپردازد بنا بر اين منظور شوخى به خاطر مصيبت است.
آيا اگر زارع حقيقى شما بوديد چنين سرنوشتى امكانپذير بود؟ اينها
[١] تفسير" ابو الفتوح رازى" ذيل آيات مورد بحث.
[٢] اين جمله محذوفى دارد، و در تقدير چنين است" و تقولون انا لمغرمون".
[٣]" مغرمون" از ماده" غرامت" به معنى زيان كردن، و از دست دادن وقت و سرمايه است.