تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - تفسير سرآغاز نعمتهاى الهى
قرآن را به وسيله پيامبر بزرگش محمد ص به جن و انس تعليم فرمود [١]
مسلما منظور از انسان در اينجا نوع انسان است نه حضرت" آدم"، چرا كه در چند آيه بعد در باره او جداگانه سخن مىگويد، و نه شخص پيامبر اسلام ص هر چند حضرت برترين و والاترين مصداق آن است.
گستردگى نعمت بيان كه بعد از آن مىآيد نيز شاهد ديگرى بر عموميت معنى انسان است، بنا بر اين تفسيرهاى ديگر جز آنچه گفته شد صحيح به نظر نمىرسد.
و به راستى آفرينش انسان اين مجموعه شگرف عالم هستى، اين خلاصه موجودات، اين" عالم صغير" كه" عالم كبير" در آن درج است، نعمتى است بى نظير و بى مانند چرا كه هر يك از ابعاد وجود او خود نعمت بزرگى است.
گرچه آغاز وجودش يك نطفه بى ارزش، و يا صحيحتر يك موجود ذرهبينى كه در آن نطفه بى ارزش شناور است، بيش نيست، ولى در سايه ربوبيت پروردگار آن چنان مراحل تكامل را طى مىكند كه به مقام شريفترين موجود عالم خلقت ارتقا مىيابد.
ذكر نام انسان بعد از قرآن نيز قابل دقت است، چرا كه قرآن مجموعه اسرار هستى به صورت تدوين است، و انسان خلاصه اين اسرار به صورت تكوين
[١] در اينكه مفعول اول" علم" حذف شده يا مفعول دوم در ميان مفسران گفتگو است، ولى مناسب آن است كه مفعول اول حذف شده باشد و در تقدير چنين است" علم الانس و الجن القرآن" و اينكه بعضى احتمال دادهاند كه" علم" يك مفعول بيشتر نگرفته و به معنى قرار دادن علامت است بسيار بعيد به نظر مىرسد.