تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٩ - تفسير نقش منافقان در فتنههاى يهود
چه تعبير تكان دهندهاى كه با انواع تاكيدها همراه است، ذكر خداوند به عنوان شاهد و گواه، و آوردن جمله به صورت جمله اسميه، و نيز استفاده از" ان" و" لام تاكيد" همه نشان مىدهد كه" دروغ" و" نفاق" چنان به هم آميخته است كه جدايى در ميان اين دو ممكن نيست، هميشه منافقان دروغگو بودهاند، و غالبا دروغگويان منافقند.
تعبير به" اخوانهم" (برادرانشان) نشان مىدهد كه رابطه و پيوند بسيار نزديكى ميان" منافقان" و" كفار" است، همانگونه كه در آيات قبل روى رابطه اخوت در ميان مؤمنان تكيه شده بود با اين تفاوت كه مؤمنان در اخوت خود صادقند، و لذا از هيچگونه ايثار و فداكارى مضايقه نمىكنند و به عكس منافقان هيچگونه وفادارى و همدردى ندارند، و در سختترين لحظات دست از برادران خود بر مىدارند و اين است تفاوت اخوت مؤمنان و كافران.
جمله" وَ لا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَداً أَبَداً" (ما هرگز سخن هيچكس را در مورد شما اطاعت نخواهيم كرد) اشاره به اين است كه توصيهها و هشدارها و اخطارهاى محمد را در مورد شما كاملا ناديده خواهيم گرفت.
" و اگر با آنها پيكار شود ياريشان نخواهند كرد" (وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا- يَنْصُرُونَهُمْ).
" و به فرض كه به گفته خود عمل كنند و به ياريشان برخيزند به زودى پشت به ميدان كرده فرار مىكنند"! (وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ).
" و بعد از آن هرگز يارى نخواهند داشت" (ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ).