تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩ - تفسير يك آزمون جالب
آنان واجب بود، و آنها كه نداشتند بدون آن مىتوانستند با پيامبر ص نجوى كنند.
معلوم مىشود حب مال در دل شما از علاقه به نجواى پيامبر ص بيشتر است، و نيز معلوم مىشود در اين نجواها غالبا مسائل حياتى مطرح نمىشد، و گرنه چه مانعى داشت كه اين گروه قبل از نجوى صدقهاى مىدادند و نجوى مىكردند، به خصوص اينكه مقدار خاصى براى صدقه نيز تعيين نشده بود و مىتوانستند با مبلغ كمى اين مشكل را حل كنند.
سپس مىافزايد:" اكنون كه اين كار را نكرديد، و خود به تقصير خويشتن پى برديد و خداوند شما را بخشيد، و توبه شما را پذيرفت، نماز را بر پا داريد و زكات را ادا كنيد، و خدا و پيامبرش را اطاعت نمائيد، و بدانيد خداوند از آنچه انجام مىدهيد با خبر است" (فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ).
تعبير به" توبه" نشان مىدهد كه آنها در نجواهاى قبلى مرتكب گناهى شده بودند، خواه به خاطر تظاهر و ريا، و يا آزار پيامبر ص و يا ايذاء مؤمنان فقير.
گرچه در اين آيه سخنى صريحا در باره جواز نجوى بعد از اين ماجرا