تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧ - نكته حضور خداوند در هر نجوى
به تعبير ديگر او احاطه علمى به همه چيز دارد در عين اينكه مكانى براى او متصور نيست بعلاوه فرشتگان او همه جا حاضرند و همه اعمال و اقوال را مىشنوند و ثبت مىكنند. و لذا در حديثى از امير مؤمنان على ع در تفسير اين آيه مىخوانيم:
انما اراد بذلك استيلاء امنائه بالقدرة التي ركبها فيهم على جميع خلقه و ان فعلهم فعله:
" منظور اين است كه امناء خداوند با قدرتى كه به آنها بخشيده بر تمام مخلوقاتش سلطه دارند و چون كار آنها كار او است اين حضور به وى نسبت داده شده است" [١] البته اين يك بعد قضيه است، و اما در بعد ديگر حضور ذات خداوند مطرح است، چنان كه در حديث ديگرى مىخوانيم كه يكى از بزرگان علماى مسيحيت از امير مؤمنان على ع پرسيد: خداوند كجا است؟ فرمود:
هو هاهنا و هاهنا و فوق و تحت، و محيط بنا و معنا، و هو قوله:" ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ.
.."" او در اينجاست و در آنجا، و در بالا و در پائين، و محيط به ما است، و همه جا با ما است، و اين است كه خداوند مىگويد: سه نفر با هم نجوى نمىكنند مگر اينكه خداوند چهارمين آنها است ..." [٢] و در حديث معروف" اهليلجه" از امام صادق ع مىخوانيم: اينكه خداوند" سميع" ناميده شده به خاطر آن است كه سه نفر با هم نجوى نمىكنند مگر اينكه او چهارمين آنها است ... سپس افزود:
يسمع دبيب النمل على الصفا! و خفقان الطير فى الهواء! لا يخفى عليه خافية و لا شىء مما ادركه الاسماع و الأبصار، و ما لا تدركه الاسماع و الأبصار، ما جل من ذلك و ما دق، و ما صغر و ما كبر
صداى راه رفتن مورچه را بر سنگ سخت مىشنود، و صداى برخورد بالهاى پرندگان را در هوا، چيزى بر او پنهان نمىماند، و آنچه را
[١] تفسير نور الثقلين جلد ٥ صفحه ٢٥٨ حديث ٢٠.
[٢] تفسير نور الثقلين جلد ٥ صفحه ٢٥٩ حديث ٢٣.