تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - تفسير ماجراى قوم نوح درس عبرتى بود
با ضربههاى شديدى كه بر آن وارد مىشود در چوب و مانند آن فرو مىرود به آن" دسار" گفتهاند، اما بعضى از مفسران اين كلمه را به معنى طناب تفسير كرده، و اشاره به طنابهاى بادبان كشتى و مانند آن مىدانند، ولى معنى اول مخصوصا با توجه ذكر" الواح" صحيحتر به نظر مىرسد.
به هر حال تعبير قرآن در اينجا جالب و پر معنى است، چرا كه مىگويد در ميان آن طوفان عظيم و سرتاسرى كه همه چيز را در كام خود فرو برده بود فرمان نجات نوح و يارانش را به يك مشت ميخ و قطعات چوب سپرديم، و آنها اين وظيفه را به خوبى انجام دادند! و اين قدرت نمايى بزرگى است.
اين تعبير ممكن است ضمنا اشاره به ساده بودن كشتيهاى آن زمان نسبت به كشتيهاى پيشرفته زمانهاى بعد باشد كه در آن وقت تشريفات و تشكيلات خاصى نداشت، ولى كشتى نوح با اينحال به اندازه كافى بزرگ بود، و طبق تواريخ سالها براى ساختن آن زحمت كشيد، تا بتواند از هر يك از حيوانات مختلف يك جفت در آن جاى دهد.
تعبير" باعيننا" (در برابر ديدگان ما) كنايه لطيفى است از توجه مخصوص و مراقبت كامل از چيزى، چنان كه در آيه ٣٧ سوره هود نيز در بخش ديگرى از همين داستان مىخوانيم: وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا:" به او وحى كرديم كه در برابر ديدگان ما و بر طبق وحى ما كشتى را بساز".
بعضى از مفسران اين تعبير را اشاره به انسانهاى با شخصيتى دانستهاند كه