تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٤ - تفسير او هميشه بر تخت قدرت است
ولى هنگامى كه آن را در طى ميلياردها سال در دورانهاى مختلف و چهرههاى گوناگون طبق برنامههاى منظم و حساب شده بيافريند دلائل آشكارترى بر قدرت و حكمت او دربر خواهد داشت.
بعلاوه اين تدريجى بودن سرمشقى است براى تدريجى بودن سير تكاملى انسان و عدم عجله و شتاب در رسيدن به اهداف مختلف.
سپس به مساله حكومت و تدبير جهان پرداخته، مىافزايد:" خداوند بعد از آفرينش جهان بر تخت قدرت قرار گرفت" (ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ).
و زمام حكومت و تدبير جهان را هميشه در دست داشته و دارد.
بدون شك خداوند نه جسم است و نه" عرش" به معنى" تخت سلطنت" مىباشد، بلكه اين تعبير كنايهاى است لطيف از حاكميت مطلقه خداوند و نفوذ تدبير او در عالم هستى.
" عرش"- در لغت به معنى چيزى است كه مسقف باشد و گاه به خود سقف نيز گفته مىشود- به معنى تختهاى بلند همانند تخت سلاطين نيز آمده است ولى به عنوان كنايه از قدرت نيز به كار مىرود، همانگونه كه در فارسى مىگوئيم:" پايههاى تختش فرو ريخت" و يا در عربى مىگويند" فلان ثل عرشه": كنايه از اينكه قدرتش بر باد رفت [١] به هر حال بر خلاف آنچه گروهى از ناآگاهان مىپندارند كه خداوند جهان را آفريده و به حال خود واگذارده، او هميشه زمام حكومت و تدبير عالم را در كف قدرت دارد، و وابستگى نظامات اين جهان بلكه فرد فرد موجودات به ذات پاكش آن چنان است كه اگر يك لحظه نظر لطف از آنها برگيرد، و فيضش را قطع كند" فرو ريزند قالبها"!
[١] در باره حقيقت عرش توضيحات بيشترى در جلد ٦ تفسير نمونه صفحه ٢٠٤ (ذيل آيه ٥٤ اعراف) آوردهايم، و در جلد دوم صفحه ٢٠٠ (ذيل آيه ٢٥٥ بقره).