تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤ - تفسير هفت دليل بر مساله معاد
بنا بر اين قانون مرگ به خوبى گواهى مىدهد كه اينجا يك گذرگاه است نه يك منزلگاه: يك پل است، نه يك مقصد، چرا كه اگر مقصد و منزل بود بايد دوام مىداشت.
جمله" وَ نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ" (شما را مىآفرينيم به صورتهايى كه نمىدانيد) ظاهرا اشاره به آفرينش انسان در قيامت است كه مىتواند هدفى براى مرگ و حيات اين دنيا باشد.
بديهى است چون هيچكس سراى آخرت را نديده، از اصول و نظاماتى را كه بر آن حاكم است بيخبرند، حتى بيان حقيقت آن در قالب الفاظ ما نمىگنجد تنها شبحى از آن را از دور مىبينيم.
ضمنا آيه فوق كاملا بيانگر اين واقعيت است كه شما را در جهان نوين و با اشكال و شرائط تازه مىآفرينيم كه از آن خبر نداريد [١]
اين دليل را به دو گونه مىتوان بيان كرد: نخست اينكه فى المثل اگر ما از بيابانى بگذريم و در آن قصر بسيار مجلل و باشكوهى با محكمترين و عاليترين مصالح، و تشكيلات وسيع و گسترده، ببينيم، و بعد به ما بگويند اينهمه تشكيلات و ساختمان عظيم براى اين است كه فقط قافله كوچكى چند ساعتى در آن بياسايد و برود، پيش خود مىگوئيم اين كار حكيمانه نيست، زيرا
[١] بعضى آيه فوق را اشاره به" مسخ اقوام" در اين جهان دانستهاند كه خداوند آنها را به اشكالى كه از آن خبر ندارند مسخ نموده است، ولى اين معنى با ظاهر آيه هماهنگ نيست.