تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠ - تفسير هفت دليل بر مساله معاد
و اصولا تكيه بحثهاى اين سوره عمدتا روى مساله اثبات معاد، است در اين آيات به بحث و بررسى پيرامون ادله معاد مىپردازد، رويهمرفته هفت دليل بر اين مساله مهم ارائه مىدهد كه پايههاى ايمان را در اين زمينه قوى كرده، قلب انسان را به وعدههاى الهى كه در آيات گذشته پيرامون مقربان و اصحاب اليمين و اصحاب الشمال آمده بوده مطمئن مىسازد.
در مرحله اول مىگويد:" ما شما را خلق كردهايم، چرا آفرينش مجدد را تصديق نمىكنيد"؟! (نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ) [١] چرا از رستاخيز و معاد جسمانى بعد از خاك شدن بدن تعجب مىكنيد؟
مگر روز نخست شما را از خاك نيافريديم؟ مگر" حكم الامثال" واحد نيست؟
اين استدلال در حقيقت شبيه همان است كه در آيه ٧٨- ٧٩ سوره" يس" آمده كه قرآن در پاسخ يكى از مشركان كه استخوان پوسيدهاى را در دست گرفته بود و مىگفت" چه كسى اين استخوانها را زنده مىكند"! مىفرمايد:
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ: او براى ما مثالى زد، و آفرينش نخستين خود را فراموش كرد و گفت: چه كسى استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند، بگو: همان كس كه آن را در آغاز آفريد، و او از همه مخلوقات خود آگاه است".
[١]" لو لا" به اصطلاح براى تحضيض و تحريك بر انجام كارى است، و به گفته بعضى در اصل مركب از" لم" و" لا" بوده كه معنى سؤال و نفى را مىرساند، و سپس ميم تبديل به واو شده، اين واژه در جايى به كارى مىرود كه فرد يا افرادى در انجام كارى مسامحه مىكنند و به آنها گفته مىشود چرا چنين و چنان نمىكنيد.