تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩ - تفسير كيفرهاى دردناك اصحاب شمال
" و در سايه دودى شديد و آتشزا" (وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ).
باد سوزان كشنده از يك سو، و آب جوشان مرگبار از سوى ديگر، و سايه دود داغ و خفه كننده از سوى سوم، آنها را چنان گرفتار مىسازد كه تاب و توان را از آنان مىگيرد، و اگر هيچ مصيبت ديگرى جز اين سه مصيبت را نداشته باشند براى كيفر آنها كافى است.
" سموم" از ماده" سم" به معنى باد سوزانى است كه در" مسام" (سوراخهاى ريز بدن انسان) داخل مىشود و او را هلاك مىكند (اصولا سم را به اين جهت سم مىگويند كه در تمام ذرات بدن نفوذ مىكند).
" حميم" به معنى شىء داغ، و در اينجا به معنى آب سوزان است كه در آيات ديگر قرآن نيز به آن اشاره شده است، مانند آيه ١٩- حج يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ:" بر سر آنها آب سوزان ريخته مىشود".
" يحموم" نيز از همين ماده است و در اينجا به تناسب ظل (سايه) به دود غليظ و سياه و داغ تفسير شده است.
سايبان گاه انسان را از آفتاب حفظ مىكند، و گاه از باد و باران و يا منافع ديگرى در بردارد، ولى پيدا است اين سايبان هيچ يك از اين فوائد را ندارد.
تعبير" كريم" از ماده" كرامت" به معنى مفيد فايده است، و لذا در ميان عرب معمول است كه وقتى مىخواهند شخص يا چيزى را غير مفيد معرفى كنند مىگويند:" لا كرامة فيه"، مسلم است سايهاى كه از دود سياه و خفه كننده است جز شر و زيان چيزى از آن انتظار نمىرود" لا كرامه".
گرچه كيفرهاى دوزخيان انواع و اقسام مختلف و وحشتناكى دارد ولى