تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - نكتهها
روشن است كه اهل بيت پيامبر ص جز به سوى خدا دعوت نمىكنند، و جز به اطاعت او نمىخوانند، و هاديان راه و كشتيهاى نجات در اين درياى متلاطم زندگى دنيا هستند، و بنا بر اين يكى از مصداقهاى جلال و اكرام الهى محسوب مىشوند، چه اينكه خداوند به وسيله اوليائش مردم را مشمول نعمت هدايت مىسازد.
گفتم مرا به حال خود بگذاريد خداوند مدافع من است.
روز ديگر" ابن مسعود" در وسط روز در كنار مقام ابراهيم قرار گرفت و در حالى كه قريش در مجلس خود نشسته بودند برخاست و با صداى بلند شروع كرد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ... و هم چنان ادامه داد، قريش خاموش شدند و گوش فرا دادند سپس گفتند: اين مرد بى سر و پا چه مىگويد؟! بعضى گفتند: او قسمتى از سخنانى را كه محمد آورده است تلاوت مىكند، برخاستند و محكم بر صورت او كوبيدند، ولى او هم چنان به تلاوت سوره تا آنجا كه خدا مىخواست ادامه داد.
سپس به سوى اصحاب پيامبر ص برگشت در حالى كه آثار زخم بر صورتش نمايان بود، گفتند ما از همين بر تو مىترسيديم! ابن مسعود گفت: هرگز اين دشمنان خدا در نظر من اين اندازه كوچك