ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٦٠ - اولوا الامر، على بن ابى طالب(ع) و اوصياى پس از اويند
است، يعنى راويان نظريه خود را بر آيات تطبيق كردهاند، و به همين جهت ما از نقل آن روايات صرفنظر كرديم، چون ديديم هيچ فايدهاى در نقل آنها نيست، و اگر بخواهيد گفتار ما را تصديق كنيد، مىتوانيد به تفسير الدر المنثور[١] و تفسير طبرى[٢] و امثال آن دو مراجعه نماييد.
و برقى در كتاب محاسن به سند خود از ابى الجارود از امام باقر (ع) روايت آورده كه در تفسير آيه:(فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى ...) فرموده: تسليم عبارت است از اين كه به حكم رسول خدا ٦ راضى بوده، و به داورى آن جناب قناعت كند[٣].
و در كافى به سند خود از عبد اللَّه كاهلى روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) فرمود: اگر مردمى خدا را به تنهايى عبادت كنند و شريكى براى او نگيرند و نماز را به پا داشته زكات را بدهند، و حج خانه خدا كرده روزه رمضان را بگيرند، ولى در كارى كه خدا و يا رسول خدا ٦ كرد، چون و چرا كنند كه چرا چنين كرده، و اگر خلاف اين را مىكرد بهتر بود، و حتى اگر اين چون و چرا را به زبان نياورند، و از دل خود بگذرانند، به همين مقدار مشرك شدهاند، امام (ع) بعد از اين گفتار آيه زير را تلاوت فرمودند:(فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً) آن گاه امام صادق (ع) فرمود: بر شما باد به تسليم شدن[٤].
و در تفسير عياشى از عبد اللَّه بن يحيى كاهلى از امام صادق (ع) روايت آمده كه گفت: من از آن جناب شنيدم مىفرمود به خدا سوگند اگر مردمى خدا را به تنهايى عبادت كنند، و شريكى براى او نگيرند، و نماز را به پا داشته زكات را بدهند، حج بيت اللَّه انجام داده روزه رمضان را بگيرند ولى در باره كارى كه رسول خدا ٦ كرده اعتراض كنند، كه چرا چنين و چنان كرد؟ و يا حتى اين اعتراض را در دل خود كنند به همين خاطر مشرك مىشوند، امام (ع) آن گاه اين آيه را قرائت كردند، كه:( فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً)- مما قضى محمد و آل محمد-(وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً )[٥].
مؤلف قدس سره: در معناى اين دو روايت رواياتى ديگر نيز هست، و امام (ع)
[١] الدر المنثور ج ٢ ص ١٧٦.
[٢] تفسير طبرى ج ٥ ص ٩٣- ٩٥ طبع مصر.
[٣] محاسن برقى ص ٢٧١ حديث ٣٦٤.
[٤] اصول كافى ج ٢ ص ٣٩٨ حديث ٦ باب الشرك.
[٥] تفسير عياشى ج ١ ص ٢٥٥ حديث ١٨٤.