ترجمه تفسیر المیزان
(١)
ادامه سوره آل عمران
٣ ص
(٢)
سوره آلعمران(3) آيات 121 تا 129
٣ ص
(٣)
ترجمه آيات
٤ ص
(٤)
بيان آيات
٤ ص
(٥)
معناى اهل و مراد از اهل رسول خدا
٥ ص
(٦)
بيان مراد از جمله و الله وليهما در آيه شريفه و رد گفته يكى از مفسرين در ذيل اين جمله
٨ ص
(٧)
توضيحى در مورد جمله و أنتم أذلة در آيه شريفه
٩ ص
(٨)
مصداق وعده به نصرت با ملائكه به مؤمنين در آيه كريمه
١٠ ص
(٩)
بحث روايتى(در باره جنگ احد)
١٣ ص
(١٠)
اقسام آياتى كه پيرامون جنگ احد نازل گشته است
٢٢ ص
(١١)
سوره آلعمران(3) آيات 130 تا 138
٢٣ ص
(١٢)
ترجمه آيات
٢٣ ص
(١٣)
بيان آيات
٢٤ ص
(١٤)
قرآن در تعليمش علم و عمل را قرين هم مىداند
٢٥ ص
(١٥)
يكى از شيوههاى تعليماتى قرآن مجيد
٢٦ ص
(١٦)
توضيحى در مورد احسان و محسنين
٢٨ ص
(١٧)
نكاتى كه از آيه شريفه و الذين إذا فعلوا در باره استغفار و توبه استفاده مىشود
٢٩ ص
(١٨)
بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
٣١ ص
(١٩)
سوره آلعمران(3) آيات 139 تا 148
٣٧ ص
(٢٠)
ترجمه آيات
٣٨ ص
(٢١)
بيان آيات
٣٩ ص
(٢٢)
علم خداى سبحان به اشياء به معناى خلق و ايجاد آنها است
٤٢ ص
(٢٣)
حكمتها و مصالح در مداوله ايام بين الناس(دست به دست شدن روزگار)
٤٤ ص
(٢٤)
آيا گمان كردهايد امتحان نشده و آزمايش نديده به بهشت در خواهيد آمد؟!
٤٥ ص
(٢٥)
گفتارى در امتحان و حقيقت آن
٤٦ ص
(٢٦)
كمال نوع بشر در گرو يك سلسله افعال اختيارى و ارادى است
٤٨ ص
(٢٧)
سه قوه اصلى كه در قرآن كريم در باره موجودات اثبات شده است
٥١ ص
(٢٨)
فرق بين امتحان الهى و امتحانهاى معمول نزد انسانها
٥٢ ص
(٢٩)
امتحان الهى سنتى است كه تمامى افراد انسان را شامل مىشود
٥٣ ص
(٣٠)
معناى تمحيص مؤمنين و محق كافرين بر اثر امتحانات و ابتلائات
٥٤ ص
(٣١)
بيان
٥٥ ص
(٣٢)
حقيقت شكر و مراد از شاكرين
٥٧ ص
(٣٣)
شكر تمام نمىشود مگر با اخلاص
٥٩ ص
(٣٤)
تعريض به كسانى كه مىگفتند اگر كشتگان احد به جنگ نمىرفتند نمىمردند
٦١ ص
(٣٥)
سوره آلعمران(3) آيات 149 تا 155
٦٣ ص
(٣٦)
ترجمه آيات
٦٤ ص
(٣٧)
بيان آيات
٦٥ ص
(٣٨)
مرعوب گشتن دشمنان رسول الله
٦٥ ص
(٣٩)
به فكر جان خود بودن و ديد جاهليت داشتن، اوصاف فراريان از جنگ احد
٧٢ ص
(٤٠)
سنت اسباب و مسببات، عام است و امر نبوت و دعوت، از آن مستثنى نيست
٧٤ ص
(٤١)
جواب به كسانى كه به كشته شدن مسلمانها در جنگ احد اعتراض داشتند
٧٥ ص
(٤٢)
هر يك از گناهان، آدمى را به سوى گناه ديگرى مىكشاند
٧٧ ص
(٤٣)
عفو و مغفرت در قرآن به چه معنا است؟
٧٨ ص
(٤٤)
عفو و مغفرت علاوه بر آثار تشريعى و اخروى شامل آثار تكوينى و دنيوى نيز مىشود
٧٩ ص
(٤٥)
شرك مرگ، و معصيت ظلمت است و مغفرت ازاله مرگ و ظلمت مىباشد
٨٠ ص
(٤٦)
سوره آلعمران(3) آيات 156 تا 164
٨٢ ص
(٤٧)
ترجمه آيات
٨٣ ص
(٤٨)
بيان آيات
٨٤ ص
(٤٩)
نهى مؤمنين از هماهنگ شدن با كفار در باره شهداى جنگ احد
٨٥ ص
(٥٠)
دستور الهى به پيامبر
٨٧ ص
(٥١)
سوره آلعمران(3) آيات 165 تا 171
٩٠ ص
(٥٢)
ترجمه آيات
٩٠ ص
(٥٣)
بيان آيات
٩١ ص
(٥٤)
معناى لطيف جمله ألا خوف عليهم و لا هم يحزنون
٩٥ ص
(٥٥)
سوره آلعمران(3) آيات 172 تا 175
٩٧ ص
(٥٦)
ترجمه آيات
٩٧ ص
(٥٧)
بيان آيات
٩٨ ص
(٥٨)
نمونهاى از مراقبت عجيب قرآن در بيانات خود
٩٨ ص
(٥٩)
بحثى پيرامون توكل
١٠١ ص
(٦٠)
بيان آيات
١٠١ ص
(٦١)
بحث روايتى(در ذيل آيات مربوط به جنگ احد)
١٠٢ ص
(٦٢)
رواياتى در باره مشورت، در ذيل و شاورهم في الأمر
١٠٧ ص
(٦٣)
رواياتى در باره شان نزول آيه كريمه و لا تحسبن الذين قتلوا
١١١ ص
(٦٤)
دخالت آراء شخصى راويان و تاثير اختلاف مذاهب در نقل روايات اسباب نزول
١١٥ ص
(٦٥)
بحث تاريخى(فهرست اسامى شهداى جنگ احد)
١١٦ ص
(٦٦)
سوره آلعمران(3) آيات 176 تا 180
١٢٠ ص
(٦٧)
ترجمه آيات
١٢٠ ص
(٦٨)
بيان آيات
١٢١ ص
(٦٩)
گر جمله كائنات كافر گردند بر دامن كبرياش ننشيند گرد
١٢١ ص
(٧٠)
از آزمايش و ابتلاء جهت تكميل نفوس مفرى نيست
١٢٣ ص
(٧١)
هشدار به بخيلان، كه اموال خود را انفاق نمىكنند و ملامت و مذمت آنها
١٢٥ ص
(٧٢)
بحث روايتى(آيا مرگ براى كافر خير است؟)
١٢٥ ص
(٧٣)
سوره آلعمران(3) آيات 181 تا 189
١٢٧ ص
(٧٤)
ترجمه آيات
١٢٨ ص
(٧٥)
بيان آيات
١٢٨ ص
(٧٦)
سخن يهود كه گفتند خداى شما فقير است و ما توانگريم
١٢٩ ص
(٧٧)
يك استدلال بر وجود عالم برزخ
١٣١ ص
(٧٨)
بحث روايتى
١٣٢ ص
(٧٩)
سوره آلعمران(3) آيات 190 تا 199
١٣٤ ص
(٨٠)
ترجمه آيات
١٣٥ ص
(٨١)
بيان آيات
١٣٦ ص
(٨٢)
استعمال كلمه هجرت در دورى گزيدن از گناه
١٣٨ ص
(٨٣)
كامروايى و بهروزى كفار فريبتان ندهد
١٣٩ ص
(٨٤)
بحثى فلسفى و يك مقايسه(بين مقام زن در اسلام و در آئينهاى ديگر)
١٤٠ ص
(٨٥)
بحث روايتى(در باره تفكر در خلق خدا و شان نزول آيات گذشته)
١٤١ ص
(٨٦)
سوره آلعمران(3) آيه 200
١٤٣ ص
(٨٧)
ترجمه آيه
١٤٣ ص
(٨٨)
بيان آيه
١٤٣ ص
(٨٩)
گفتارى پيرامون مرابطه در جامعه اسلامى
١٤٤ ص
(٩٠)
1 - انسان و اجتماع
١٤٤ ص
(٩١)
2 - انسان و نمو او در اجتماع
١٤٥ ص
(٩٢)
اولين بارى كه بشر متوجه منافع و مصالح اجتماع شد زمان بعثت اولين پيامبر الهى بود
١٤٦ ص
(٩٣)
3 - اسلام و عنايتش به امر اجتماع
١٤٨ ص
(٩٤)
4 - رابطهاى كه اسلام بين فرد و اجتماع قائل است در هيچ دينى و ملتى سابقه ندارد
١٥٠ ص
(٩٥)
هويت و شخصيت مستقل براى اجتماع در اسلام
١٥٢ ص
(٩٦)
5 - آيا سنت اجتماعى اسلام، ضمانت بقا و اجرا دارد؟
١٥٤ ص
(٩٧)
شبههاى كه دل غرب زدگان را به خود مشغول داشته است
١٥٥ ص
(٩٨)
صرف عدم انطباق يك سنت با وضع حاضر انسانها دليل بر بطلان و فساد آن سنت نيست
١٥٦ ص
(٩٩)
سلام صلاحيت خود را براى هدايت مجتمع انسانى به سوى سعادت ثابت كرده است
١٥٨ ص
(١٠٠)
شعار اسلام پيروى از حق و شعار تمدن غربى پيروى از اكثريت مىباشد
١٥٩ ص
(١٠١)
تسليم اكثر مردم در برابر لذائذ مادى موجب دورى آنها از حق و پذيرش سنتهاى احساسى است
١٦١ ص
(١٠٢)
پيروى از اكثريت در نظام طبيعت باعث بطلان حكم عقل به وجوب پيروى از حق نمىشود
١٦٢ ص
(١٠٣)
تمدن يا توحش غربى!
١٦٨ ص
(١٠٤)
6 - اجتماع اسلامى به چه چيز تكون يافته و زندگى مىكند؟
١٦٩ ص
(١٠٥)
هدف و وجه مشترك قانونگذارى در دنياى امروز بهره بردارى از مزاياى حيات مادى است
١٧١ ص
(١٠٦)
عدم ضمانت اجراء قوانين موضوعه در تمدن حاضر و ضمانت اجراء قوانين اسلام
١٧٣ ص
(١٠٧)
اخلاق و فضائل اخلاقى در تمدن غربى جايى ندارد
١٧٥ ص
(١٠٨)
عواملى مانند وطن دوستى ، نوع دوستى ، مدح و تمجيد طلبى سببيت اخلاقى ندارد
١٧٦ ص
(١٠٩)
7 - انگيزههاى عقلانى، غير انگيزه احساس است
١٧٧ ص
(١١٠)
8 - معناى پاداش خواستن از خدا و اعراض از غير خدا چيست؟
١٨١ ص
(١١١)
9 - حريت در اسلام به چه معنا است؟
١٨٢ ص
(١١٢)
10 - در مجتمع اسلامى راه بسوى تحول و تكامل چيست؟
١٨٥ ص
(١١٣)
بر خلاف علوم و معارف طبيعى، معارف عامه الهيه تحول و تغيير پذير نيستند
١٨٦ ص
(١١٤)
لازمه هر تحول و تغييرى در سيستمهاى حكومتى و سنتهاى اجتماعى، حركت از نقص به سوى كمال نيست
١٨٧ ص
(١١٥)
11 - آيا اسلام با همين احكام و شرايعى كه دارد مىتواند انسان عصر حاضر را به سعادتش برساند؟
١٨٩ ص
(١١٦)
12 - رهبر جامعه اسلامى چه كسى است و چگونه روشى دارد؟
١٩١ ص
(١١٧)
تفاوتهاى حكومت اسلامى با نظامهاى حكومتى ديگر
١٩٤ ص
(١١٨)
13 - حد و مرز كشور اسلامى مرز جغرافيايى و طبيعى و يا اصطلاحى نيست بلكه اعتقاد است
١٩٦ ص
(١١٩)
14 - اسلام تمامى شؤونش اجتماعى است
١٩٩ ص
(١٢٠)
- اساس دين متكى بر حفظ معارف الهى است و در عين حال به مردم آزادى در طرز تفكر داده است
٢٠٦ ص
(١٢١)
15 - سرانجام دين حق بر همه دنيا غالب خواهد شد
٢٠٨ ص
(١٢٢)
بحث روايتى(در ذيل آيه شريفه يا أيها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا )
٢١٠ ص
(١٢٣)
(4) سوره نساء مدنى است و 176 آيه دارد
٢١٢ ص
(١٢٤)
سوره النساء(4) آيه 1
٢١٢ ص
(١٢٥)
ترجمه آيه
٢١٢ ص
(١٢٦)
بيان آيه
٢١٢ ص
(١٢٧)
مراد از نفس واحده و زوج او كه انسان از آن آفريده شده است
٢١٤ ص
(١٢٨)
1 - كل بشر از آدم و حوا نشات گرفتهاند 2 - ازدواج فرزندان بلا فصل آدم بين برادران و خواهران بوده
٢١٦ ص
(١٢٩)
وجه اطلاق رحم بر خويشاوندان
٢١٩ ص
(١٣٠)
گفتارى در عمر صنف انسان و انسانهاى اوليه
٢٢١ ص
(١٣١)
گفتارى پيرامون منتهى شدن نسل حاضر به آدم ع و همسرش
٢٢٣ ص
(١٣٢)
انسان نوعى است مستقل(نه تحول يافته از نوعى ديگر نظير ميمون)
٢٢٧ ص
(١٣٣)
گفتارى در كيفيت تناسل طبقه دوم از انسان(فرزندان بلا فصل آدم - ع )
٢٢٨ ص
(١٣٤)
بحث روايتى(در باره خلقت آدم، صله رحم و )
٢٣١ ص
(١٣٥)
سوره النساء(4) آيات 2 تا 6
٢٣٨ ص
(١٣٦)
ترجمه آيات
٢٣٨ ص
(١٣٧)
بيان آيات
٢٣٩ ص
(١٣٨)
گفتارى پيرامون جاهليت اولى
٢٤٠ ص
(١٣٩)
اوضاع اجتماعى و وضع حكومت در ميان عرب دوران جاهليت
٢٤١ ص
(١٤٠)
وضع اقوام و ملل ديگر در دوران جاهليت
٢٤٣ ص
(١٤١)
دعوت اسلامى چگونه ظاهر گرديد؟
٢٤٥ ص
(١٤٢)
دعوت اسلامى بر مبناى حق صريح است و نمىتواند با مقدمات و وسائل باطل به هدف برسد
٢٤٦ ص
(١٤٣)
پيامبر گرامى اسلام
٢٤٧ ص
(١٤٤)
نمونهاى از تدريج و مدارا در بيان احكام عملى
٢٥١ ص
(١٤٥)
رعايت تدريج در دعوت از حيث انتخاب مدعوين
٢٥٣ ص
(١٤٦)
مراحل مختلف دعوت و رعايت تدريج در كيفيت دعوت و مراحل آن
٢٥٥ ص
(١٤٧)
ادعاى چند طايفه مبنى بر اينكه اسلام دين شمشير و زور است و پاسخ بدانها
٢٥٩ ص
(١٤٨)
بيان آيات شريفه و آتوا اليتامى أموالهم مربوط به سر پرستى امور ايتام
٢٦٣ ص
(١٤٩)
اموال دنيا به همه مردم تعلق دارد
٢٧٢ ص
(١٥٠)
بيان آيات
٢٧٣ ص
(١٥١)
در تصرفات مالى علاوه بر بلوغ، رشد متصرف نيز شرط است
٢٧٥ ص
(١٥٢)
بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
٢٧٨ ص
(١٥٣)
غيرت يكى از فضائل اخلاقى است
٢٨٠ ص
(١٥٤)
بحثى علمى در چند فصل
٢٨٥ ص
(١٥٥)
1 - نكاح و ازدواج يكى از هدفهاى طبيعت است
٢٨٥ ص
(١٥٦)
آزادىهاى جنسى بر خلاف سنت طبيعت است
٢٨٥ ص
(١٥٧)
بدون فضائل نفسانى زندگى اجتماعى بشر از هم مىپاشد
٢٨٧ ص
(١٥٨)
2 - اسلام مردان را بر زنان استيلا داده است اگر ما در نحوه جفت گيرى و رابطه
٢٨٩ ص
(١٥٩)
3 - مساله تعدد زوجات
٢٩٠ ص
(١٦٠)
چهار اشكال بر حكم جواز تعدد زوجات و پاسخ بدانها
٢٩٢ ص
(١٦١)
عدم جريان صحيح يك قانون در جامعهاى، الزاما به معناى بطلان و فساد آن قانون نيست
٣٠٢ ص
(١٦٢)
بحث علمى ديگر مربوط به تعدد زوجات رسول خدا
٣٠٧ ص
(١٦٣)
سوره النساء(4) آيات 7 تا 10
٣١٢ ص
(١٦٤)
ترجمه آيات
٣١٢ ص
(١٦٥)
بيان آيات
٣١٣ ص
(١٦٦)
گفتارى پيرامون عمل و عكس العمل
٣١٨ ص
(١٦٧)
(رابطه بين عمل انسان و حوادث خارجيه)
٣١٨ ص
(١٦٨)
انجام هر عملى نسبت به ديگران به معنى پسنديدن آن عمل براى خود است
٣٢٠ ص
(١٦٩)
بيان آيات
٣٢١ ص
(١٧٠)
بحث روايتى
٣٢٢ ص
(١٧١)
سوره النساء(4) آيات 11 تا 14
٣٢٥ ص
(١٧٢)
ترجمه آيات
٣٢٦ ص
(١٧٣)
بيان آيات
٣٢٦ ص
(١٧٤)
نكات و ظرائف جمله للذكر مثل حظ الأنثيين
٣٢٨ ص
(١٧٥)
اشاره به انطباق حكم ارث در اسلام با احكام تكوينى و خارجى
٣٣٢ ص
(١٧٦)
در مساله ارث بين رسول خدا
٣٣٤ ص
(١٧٧)
سخنى پيرامون ارث بوجه كلى
٣٣٧ ص
(١٧٨)
(چهار اصل كلى مستفاد از آيات ارث)
٣٣٧ ص
(١٧٩)
حكمت موجود در تفاوت سهام مردان با سهام زنان در ارث
٣٤٠ ص
(١٨٠)
بحث روايتى(رواياتى در مورد شان نزول آيات ارث، عول و تعصيب )
٣٤٤ ص
(١٨١)
بحث علمى در هشت فصل
٣٥٣ ص
(١٨٢)
1 - ارث بردن از چه تاريخى آغاز شد
٣٥٣ ص
(١٨٣)
2 - تحول تدريجى ارث
٣٥٤ ص
(١٨٤)
3 - وراثت در بين امتهاى متمدن (محروميت زنان و فرزندان صغير از ارث)
٣٥٥ ص
(١٨٥)
4 - در چنين جوى اسلام چه كرد؟
٣٥٩ ص
(١٨٦)
5 - زنان و ايتام قبل از اسلام چه حالى داشتند و در اسلام چه وضعى پيدا كردند؟
٣٦٢ ص
(١٨٧)
(با اشاره به شخصيت زن از نظر اسلام)
٣٦٢ ص
(١٨٨)
6 - قوانين ارث عصر جديد
٣٦٥ ص
(١٨٩)
7 - يك مقايسه بين اين سنتها
٣٦٧ ص
(١٩٠)
8 - وصيت در اسلام و در ساير سنتها
٣٦٨ ص
(١٩١)
سوره النساء(4) آيات 15 تا 16
٣٦٩ ص
(١٩٢)
ترجمه آيات
٣٦٩ ص
(١٩٣)
بيان آيات(در باره زن و مرد زناكار)
٣٦٩ ص
(١٩٤)
بحث روايتى
٣٧٣ ص
(١٩٥)
سوره النساء(4) آيات 17 تا 18
٣٧٥ ص
(١٩٦)
ترجمه آيات
٣٧٥ ص
(١٩٧)
بيان آيات
٣٧٥ ص
(١٩٨)
توبه بندگان بين دو توبه خداى سبحان واقع است
٣٧٦ ص
(١٩٩)
معصيت جهالت است
٣٧٩ ص
(٢٠٠)
مبادرت و شتاب به توبه، شرط پذيرش آنست
٣٨٠ ص
(٢٠١)
توبه اين دسته پذيرفته نمىشود
٣٨٣ ص
(٢٠٢)
گفتارى پيرامون توبه
٣٨٥ ص
(٢٠٣)
توبه در باره بعضى از بندگان مقرب خدا نيز مصداق مىيابد(توبه عمومى خداى سبحان)
٣٨٨ ص
(٢٠٤)
سخن عجيبى كه در باره توبه فرعون گفته شده است
٣٩٠ ص
(٢٠٥)
توبه، يگانه درمان نوميدى و ياس است
٣٩٣ ص
(٢٠٦)
توبه حقيقى با جرأت يافتن بر گناه كارى منافات دارد
٣٩٤ ص
(٢٠٧)
مواردى كه قابل توبه نيستند
٣٩٥ ص
(٢٠٨)
بحث روايتى(رواياتى در باره توبه)
٣٩٧ ص
(٢٠٩)
سوره النساء(4) آيات 19 تا 22
٤٠١ ص
(٢١٠)
ترجمه آيات
٤٠١ ص
(٢١١)
بيان آيات
٤٠٢ ص
(٢١٢)
بيان آيه شريفه مربوط به نهى از به ارث بردن زنان
٤٠٢ ص
(٢١٣)
معناى معاشرت به وجه معروف با زنان در جمله و عاشروهن بالمعروف
٤٠٤ ص
(٢١٤)
اختصاص بعضى طبقات و افراد به بعض مختصات، با وحدت ريشه انسانى آنها منافات ندارد
٤٠٥ ص
(٢١٥)
بحث روايتى(در ذيل آيات مربوط به ارث رفتن زن و ازدواج با زن پدر)
٤٠٩ ص
(٢١٦)
سوره النساء(4) آيات 23 تا 28
٤١٤ ص
(٢١٧)
ترجمه آيات
٤١٥ ص
(٢١٨)
بيان آيات بيان آيات مربوط به ازدواجهاى ممنوع و
٤١٦ ص
(٢١٩)
استناد نادرست به جمله غير مسافحين در آيه، براى عدم جواز ازدواج موقت، و رد آن
٤٢٩ ص
(٢٢٠)
آيه فما استمتعتم در باره متعه است
٤٣٢ ص
(٢٢١)
آيه متعه نسخ نشده است نه با آيات ديگر و نه با سنت
٤٣٥ ص
(٢٢٢)
وجه آوردن جمله بعضكم من بعض(همه از هم هستيد) در آيه و من لم يستطع
٤٤٢ ص
(٢٢٣)
هدف از تشريع احكام مربوط به نكاح
٤٤٦ ص
(٢٢٤)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به نكاح)
٤٥٠ ص
(٢٢٥)
بحث روايتى ديگر(پيرامون ازدواج موقت)
٤٦٠ ص
(٢٢٦)
اخبارى كه بر نسخ شدن حكم متعه دلالت مىكنند(از طرق اهل سنت)
٤٦٢ ص
(٢٢٧)
(بعضى از روايات كه دلالت دارد بر اينكه جمعى از صحابه و تابعين از مفسرين، متعه را جايز مىدانستند)
٤٦٦ ص
(٢٢٨)
تحريم متعه به وسيله عمر بن خطاب
٤٧١ ص
(٢٢٩)
بررسى و نقد رواياتى كه از طريق اهل سنت در باره متعه نقل شده است
٤٧٤ ص
(٢٣٠)
گفتههاى يكى از مخالفين در رد جواز متعه و پاسخ به او
٤٧٥ ص
(٢٣١)
ضرورتها و موجبات جواز متعه در آغاز، در زمان عمر و پس از او تا زمان حاضر وجود داشته است
٤٧٩ ص
(٢٣٢)
بحث علمى(در باره انتقال نسب و قرابت از طريق زنان، در اسلام)
٤٩٠ ص
(٢٣٣)
بحث علمى ديگر(پيرامون حكمت ممنوعيت ازدواجهاى محرم در شرع مقدس اسلام)
٤٩٣ ص
(٢٣٤)
سوره النساء(4) آيات 29 تا 30
٤٩٩ ص
(٢٣٥)
ترجمه آيات
٤٩٩ ص
(٢٣٦)
بيان آيات
٤٩٩ ص
(٢٣٧)
وجوهى كه در معناى لا تأكلوا أموالكم و إلا أن تكون تجارة گفته شده است
٥٠٢ ص
(٢٣٨)
بحث روايتى(در ذيل تجارة عن تراض و لا تقتلوا أنفسكم )
٥٠٨ ص
(٢٣٩)
سوره النساء(4) آيه 31
٥١١ ص
(٢٤٠)
ترجمه آيه
٥١١ ص
(٢٤١)
بيان آيه
٥١١ ص
(٢٤٢)
گناهان در برابر خداى عظيم كبيرهاند و نسبت به يكديگر بعضى صغيره و برخى كبيره مىباشند
٥١٢ ص
(٢٤٣)
گفتار در گناهان كبيره و صغيره و معناى تكفير سيئات
٥١٢ ص
(٢٤٤)
معناى سيئات در عرف قرآن
٥١٣ ص
(٢٤٥)
وعده تكفير و در گذشتن از سيئات، مستلزم جرأت يافتن به ارتكاب صغائر نيست
٥١٤ ص
(٢٤٦)
تكرار گناهان صغيره و اصرار بر آنها از بزرگترين كبائر است
٥١٥ ص
(٢٤٧)
كبيره بودن گناه از شدت نهى از آن فهميده مىشود
٥١٥ ص
(٢٤٨)
نقد و بررسى وجوهى كه در تعريف گناه كبيره و صغيره گفته شده است
٥١٦ ص
(٢٤٩)
بررسى نظريه غزالى در باره كبائر و صغائر و معارضه بين حسنات و سيئات
٥١٩ ص
(٢٥٠)
اجتناب از كبائر در تكفير دخالت دارد نه اينكه مانند توبه علت تامه تكفير باشد
٥٢٤ ص
(٢٥١)
بحث روايتى(رواياتى در بيان گناهان كبيره)
٥٢٥ ص
(٢٥٢)
سوره النساء(4) آيات 32 تا 35
٥٣١ ص
(٢٥٣)
ترجمه آيات
٥٣١ ص
(٢٥٤)
بيان آيات
٥٣٢ ص
(٢٥٥)
نهى از آرزوى داشتن آنچه خدا به ديگران تفضل فرموده، ارشادى است
٥٣٣ ص
(٢٥٦)
موقعيت طبيعى هر يك از زن و مرد و اعمال هر يك از آنها موجب اختصاص هر يك به چيزى است
٥٣٤ ص
(٢٥٧)
دو فائدهاى كه جمله و سئلوا الله من فضله افاده مىكند
٥٣٦ ص
(٢٥٨)
گفتار در يك حقيقت قرآنى(اختلافهاى طبقات مختلف مردم و طريق صحيح حل آنها)
٥٣٧ ص
(٢٥٩)
بيان آيات
٥٤٠ ص
(٢٦٠)
معناى موالى در و لكل جعلنا موالي مما ترك
٥٤٠ ص
(٢٦١)
اقوال مختلف در مراد از الذين عقدت أيمانكم
٥٤٢ ص
(٢٦٢)
مراد و مفاد از الرجال قوامون على النساء
٥٤٤ ص
(٢٦٣)
گفتارى در معناى قيمومت مردان بر زنان
٥٤٧ ص
(٢٦٤)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به مسألت فضل الهى، روابط زن و شوهر )
٥٤٩ ص
(٢٦٥)
استفاده سه نكته از روايت اسماء بنت يزيد، پيرامون موقعيت و شخصيت زن در اسلام
٥٥٥ ص
(٢٦٦)
ارزش احكام اسلامى در محيط و ظرف اجتماعى تحت حاكميت اسلام، معلوم مىگردد
٥٥٦ ص
(٢٦٧)
سوره النساء(4) آيات 36 تا 42
٥٥٩ ص
(٢٦٨)
ترجمه آيات
٥٥٩ ص
(٢٦٩)
بيان آيات
٥٦٠ ص
(٢٧٠)
در جمله و اعبدوا الله و لا تشركوا به شيئا به توحيد عملى دعوت شده است
٥٦٠ ص
(٢٧١)
بحث روايتى
٥٦٦ ص
(٢٧٢)
توضيحى در مورد روايت نبوى
٥٦٧ ص
(٢٧٣)
سوره النساء(4) آيه 43
٥٦٩ ص
(٢٧٤)
ترجمه آيه
٥٦٩ ص
(٢٧٥)
بيان آيه
٥٦٩ ص
(٢٧٦)
اشاره به پنج دسته از آيات قرآنى كه تدريجا حرمت شرب خمر را افاده كردهاند
٥٧٠ ص
(٢٧٧)
سخنى در مورد ارتباط بين آيات قرآنى
٥٧١ ص
(٢٧٨)
بحث روايتى(در ذيل آيه لا تقربوا الصلاة و أنتم سكارى )
٥٧٣ ص
(٢٧٩)
سوره النساء(4) آيات 44 تا 58
٥٧٥ ص
(٢٨٠)
ترجمه آيات
٥٧٦ ص
(٢٨١)
بيان آيات(راجع به يهوديان)
٥٧٧ ص
(٢٨٢)
معناى يحرفون الكلم عن مواضعه
٥٧٩ ص
(٢٨٣)
مراد از فلا يؤمنون إلا قليلا
٥٨٢ ص
(٢٨٤)
وجوهى كه در معناى طمس وجوه در من قبل أن نطمس وجوها گفته شده است
٥٨٦ ص
(٢٨٥)
توضيح اينكه خداوند شرك را نمىآمرزد و گناهان پائينتر از شرك را مىآمرزد
٥٨٨ ص
(٢٨٦)
خودستايى ناشى از عجب است كه از اصول رذائل مىباشد و ستايش و تزكيه مختص به خدا است
٥٩٢ ص
(٢٨٧)
اعتماد به نفس در مقابل اعتماد به خدا و افتخار به عبوديت او، مردود است
٥٩٦ ص
(٢٨٨)
مراد از ناس و آل ابراهيم در(أم يحسدون الناس على ما آتاهم )
٥٩٩ ص
(٢٨٩)
بحث روايتى(در ذيل آيات مربوط به يهود و نيامرزيدن شرك و اداء امانت به اهل آن و
٦٠٣ ص
(٢٩٠)
روايتى كه در باره اسلام آوردن وحشى و ياران او نقل شده مجعول است
٦٠٦ ص
(٢٩١)
رواياتى كه در ذيل آيه إن الله لا يغفر أن يشرك به نقل شده و مشعر بر جهل اصحاب پيغمبر
٦٠٨ ص
(٢٩٢)
سوره النساء(4) آيات 59 تا 70
٦١٤ ص
(٢٩٣)
ترجمه آيات
٦١٥ ص
(٢٩٤)
بيان آيات
٦١٦ ص
(٢٩٥)
تفسير آيه شريفه يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم
٦١٦ ص
(٢٩٦)
وجه تكرار كلمه اطيعوا در آيه شريفه
٦١٨ ص
(٢٩٧)
اطلاق امر به اطاعت از رسول
٦٢٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به اين توهم كه اطاعت اولى الامر واجب است هر چند معصوم نباشند
٦٢١ ص
(٢٩٩)
احتمال اينكه معناى اولوا الامر اهل حل و عقد(مقامات حكومتى) باشند، و رد اين احتمال
٦٢٥ ص
(٣٠٠)
آنچه از حديث(لا تجتمع امتى على خطاء) بر مىآيد
٦٢٨ ص
(٣٠١)
يكى ديگر از حرفهاى عجيب در باره آيه شريفه اطيعوا الله
٦٣٤ ص
(٣٠٢)
نظريه پيروان ائمه اهل بيت(ع) در معناى اولوا الامر و رد اشكالاتى كه بر اين نظريه شده است
٦٣٦ ص
(٣٠٣)
معناى فإن تنازعتم في شيء فردوه إلى الله و الرسول
٦٤٠ ص
(٣٠٤)
اطاعت از رسول الله
٦٤٥ ص
(٣٠٥)
تسليم حكم رسول خدا
٦٤٧ ص
(٣٠٦)
معناى صديقين
٦٥١ ص
(٣٠٧)
بحث روايتى(رواياتى در باره اولوا الامر، تسليم در برابر رسول خدا
٦٥٣ ص
(٣٠٨)
اولوا الامر، على بن ابى طالب(ع) و اوصياى پس از اويند
٦٥٣ ص
(٣٠٩)
سوره النساء(4) آيات 71 تا 76
٦٦٤ ص
(٣١٠)
ترجمه آيات
٦٦٤ ص
(٣١١)
بيان آيات(در باره جهاد و جنگ)
٦٦٥ ص
(٣١٢)
كسانى كه به هنگام جنگ و جهاد سستى و امروز و فردا مىكردند از ميان خود مؤمنين بودند
٦٦٨ ص
(٣١٣)
سر انجام رزمنده مؤمن، يا شهادت است يا پيروزى
٦٧١ ص
(٣١٤)
شما را چه شده است كه در راه خدا و مردم مستضعف پيكار نمىكنيد؟!
٦٧٢ ص
(٣١٥)
گفتارى كوتاه پيرامون مساله غيرت و تعصب
٦٧٣ ص
(٣١٦)
بيان آيات
٦٧٥ ص
(٣١٧)
بحث روايتى
٦٧٥ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٠٠ - بحث روايتى(رواياتى در باره توبه)

گناه مكرر شود چطور؟ فرمود هر زمانى كه بنده مؤمن- البته قيد مؤمن را نبايد فراموش كرد چون گاه مى‌شود گناه بسيار، ايمان را از بين مى‌برد- از خدا طلب مغفرت نموده توبه كند خدا هم دو باره به آمرزش خود بر مى‌گردد، و خداى تعالى آمرزگار مهربانست، و توبه را مى‌پذيرد، و از بديها صرفنظر مى‌كند، پس زنهار كه مبادا از رحمت خدا نوميد گردى‌[١].

و در تفسير عياشى از ابى عمرو زبيرى از امام صادق (ع) روايت آورده كه در تفسير آيه:(وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى‌)[٢] فرمود، اين آيه تفسيرى دارد، كه دليلش اين است كه خداى تعالى هيچ عملى را از هيچ بنده‌اى نمى‌پذيرد، مگر آنكه در روز لقا او را بنده‌اى با وفا نسبت به خود ديدار كند، با اين بيان آيه تفسير مى‌شود، و معناى اينكه در آيه جهالت را شرط كرد و فرمود:(إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ) اين است كه هر گناهى كه بنده خدا مى‌كند هر چند كه بداند گناه است باز جاهل است، چون كورانى كه در دلش بر خاسته نمى‌گذارد بفهمد اينكارى كه مى‌كند معصيت پروردگارش است، هم چنان كه مى‌بينيم خداى تعالى در حكايت كلام يوسف خطاب به برادرانش، آنان را جاهل خوانده و فرموده:(قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ)[٣] (هيچ مى‌دانيد كه با يوسف و برادرش در آن زمان كه جاهل بوديد چه كرديد) و جاهل خواندن برادران با اين كه مى‌دانستند آزردن برادر گناه است، به خاطر همان جهلى بود كه نسبت به زشت بودن نافرمانى خدا داشتند[٤].

مؤلف قدس سره: اين روايت اضطرابى در متن دارد، و ظاهرا مراد از جمله اول آن كه مى‌فرمايد (مگر آنكه در روز لقاء او بنده‌اى با وفا نسبت به خود ديدار كند)، اين باشد كه توبه خود را شكسته باشد، پس توبه تنها وقتى پذيرفته است كه باز دارنده از گناه باشد، هر چند براى زمانى كوتاه، و اينكه فرمود:(إِنَّمَا التَّوْبَةُ ...) ظاهرا كلامى از نو بوده، و خواسته باشد بفرمايد كلمه بجهالة در آيه شريفه قيدى است توضيحى، و اينكه جهالت در همه گناهان وجود دارد، در نتيجه اين روايت مؤيد يكى از آن دو احتمالى است كه ما در ذيل اين آيه داديم، و غير اين روايت رواياتى ديگر در مجمع البيان آمده كه اين ذيل روايت در آنها نيز آمده است.


[١] اصول كافى ج ٢ ص ٤٣٤.

[٢] سوره طه آيه ٨٢.

[٣] سوره يوسف آيه ٨٩.

[٤] تفسير عياشى، ج ١ ص ٢٢٨.