ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨١ - غيرت يكى از فضائل اخلاقى است
و در تفسير عياشى از عبد اللَّه بن قداح از امام صادق ع از پدرش صلوات اللَّه عليه روايت كرده كه فرمود: مردى به حضور امير المؤمنين ع آمد و عرضه داشت: يا امير المؤمنين من دردى در ناحيه شكم دارم، حضرت فرمود: آيا همسر دارى؟ عرضه داشت:
آرى، فرمود: از او بخواه تا چيزى از مال شخصيش به تو ببخشد، البته با طيب خاطر ببخشد، و با آن عسلى بخر و آن عسل را در آب باران حل كن و بنوش، تا بهبود يابى، چون من از خداى عز و جل شنيدهام كه در باره آب آسمان مىفرمايد:(وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً)[١] و در باره عسل مىفرمايد:(يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ)[٢] و در باره مال زنان مىفرمايد:(فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً)[٣] و آن مرد اين دستور العمل را به كار بست و شفا يافت [٤].
مؤلف قدس سره: صاحب الدر المنثور هم اين روايت را از عبد بن حميد و ابن منذر و ابن ابى حاتم، از امير المؤمنين ع نقل كرده[٥]، و اين استفادهاى كه آن جناب از آيات قرآنى كرده، استفادهاى است لطيف، كه البته اساسش توسعه دادن در معناى كلام است، و از اين قبيل توسعهها در اخبارى كه از ائمه اهل بيت ع رسيده، زياد ديده مىشود كه ان شاء اللَّه بعضى از آنها را در مواردى كه مناسب باشد ايراد مىكنيم.
و در كافى[٦] از امام باقر ع نقل شده است كه فرمود: هر گاه براى شما حديثى كردم و سخنى گفتم، دليل و شاهد قرآنى آن را از من بپرسيد، آن گاه در بعضى از كلماتش فرمود:
رسول خدا ٦ مردم را نهى كرد از قيل و قال و از فساد مال، و كثرت سؤال، شخصى پرسيد: يا بن رسول اللَّه همين سخن در كجاى قرآن است؟ فرمود: خداى عز و جل در باره قيل و قال فرموده:(لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ)[٧] و در باره فساد مال فرموده:(وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً)
[١] ما از آسمان آبى پر بركت نازل كرديم. ق: ٩
[٢] از درون زنبوران عسل شرابى خارج مىشود داراى رنگهاى مختلف، و در آن شفائى است براى مردم. نحل: ٦٩
[٣] اگر با طيب نفس و رضايت درونى چيزى به شما بخشيدند بخوريد، كه گوارايتان باد. نساء: ٤
[٤] تفسير عياشى ج ١ ص ٢١٨ ح ١٥.
[٥] الدر المنثور ج ٢ ص ١٢٠.
[٦] اصول كافى ج ١ ص ٦٠ ح ٥.
[٧] هيچ خيرى نيست در بسيارى از سخنان بيخ گوشى شما، مگر آنكه يكديگر راى امر به دادن صدقه و انجام عمل صالح كنيد و يا بخواهيد بين مردم اصلاح كنيد.( نساء: ١١٤)