ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧٩ - بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
آخر حديث)[١].
و در تفسير عياشى از امام صادق ع روايت كرده كه فرمود: حلال نيست كه نطفه يك مرد در رحم بيش از چهار زن آزاد جارى شود[٢].
و در كافى نيز از همان جناب روايت آورده كه فرمود: اگر مردى چهار زن داشته باشد و يكى از آنان را طلاق دهد، قبل از تمام شدن عده او، نمىتواند زن پنجمى را بگيرد[٣].
مؤلف قدس سره: روايات در اين باب بسيار زياد است.
و در كتاب علل به سند خود از محمد بن سنان روايت كرده كه گفت: حضرت رضا ع در پاسخ به مسائلى كه وى پرسيده بود نوشت: علت اينكه مرد مىتواند چهار زن بگيرد ولى زن نمىتواند بيش از يك شوهر داشته باشد، اين است كه: مرد اگر چهار زن هم داشته باشد فرزندى كه هر يك از آنها بياورد فرزند او است، ولى زن اگر دو همسر و يا بيشتر داشته باشد فرزندى كه به دنيا مىآورد معلوم نمىشود از كدام شوهر است، زيرا همه شوهران در همخوابگى با او شركت داشتهاند، و در نتيجه بديهى است كه در چنين وضعى هم روابط نسبى بهم مىخورد و هم در مساله ارث اشكال پديد مىآيد، و سرانجام معارف را نيز تباه مىسازد.
محمد بن سنان مىگويد: و يكى از علل اين حكم كه يك مرد مىتواند چهار زن آزاده بگيرد، اين است كه آمار زن بيش از مردان است كه اگر در آيه شريفه:(فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ) نظر شود،- هر چند خدا داناتر است- ولى چنين به نظر مىرسد كه گويا خداى تعالى خواسته است همين واقعيت را نشان دهد، و دست افراد غنى و فقير را به قدر وسعشان باز بگذارد، تا هر كس به قدر توانايى خود با زنان ازدواج كند (تا آخر حديث)[٤]. و در كافى از امام صادق ع روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود: و غيرت را به مردان داد و به همين جهت بر زنان تحريم كرد كه با غير همسرش رابطه داشته باشد، ولى براى مردان چهار زن را حلال كرد، براى اينكه خداى عز و جل، كريمتر و بزرگوارتر از آن است كه زنان را از يك سو گرفتار غيرت كند و از سوى ديگر به شوهران اجازه دهد كه به غير ايشان سه زن ديگر بگيرند[٥].
[١] الدر المنثور ج ٢ ص ١١٧.
[٢] تفسير عياشى ج ١ ص ٢١٨ ح ١٤.
[٣] كافى ج ٥ ص ٤٢٩ ح ١.
[٤] علل الشرائع ص ٥٠٤ ج ١ ب ٢٧١.
[٥] فروع كافى ج ٥ ص ٥٠٤ ح ١.