مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢ - چرا عرب جاهليّت دختران خود را مىكشت؟
١- آنها پسران را توليدكننده ثروت و دختران را فقط مصرفكننده ثروت مىپنداشتند؛ چه اينكه در آن زمان دختران فعّاليت اقتصادى نداشتند و توليد كار نمىكردند، ولى پسران از راههاى مختلف نانآور خانواده بودند، از راه كار و تلاشهاى اقتصادى و يا از طريق راهزنىها و سرقتها و غارتها و راههاى ديگر. به همين جهت، مىگفتند: دختر حقّ حيات و زندگى ندارد؛ ولى پسر چنين حقّى را داراست!.
٢- تعصّب كر و كور؛ مىگويند بين اعراب جنگى رخ داد. قبيله پيروز، مردان، زنان و دختران قبيله شكستخورده را به اسارت گرفتند. در مدّتى كه دختران در بند اسارت بودند، كمكم با جوانان قبيله فاتح ازدواج و عروسى كردند. مدّتى گذشت و جنگ به صلح انجاميد. كار مبادله اسرا آغاز شد؛ اما دخترانى كه ازدواج كرده بودند، حاضر نشدند به قبيله خود بازگردند. اين مسئله سبب شد تا خانوادههايى كه دخترانشان به دامان آنها بازنگشتند و نزد شوهرانشان ماندند، مورد سرزنش ديگران قرار گيرند. يك نفر از اين خانوادهها از فرط عصبانيّت به بتها قسم خورد كه از اين پس اگر خداوند دخترى به او بدهد، او را بكشد و زنده در گور بنهد تا شاهد چنين رسوايى نگردد! [١]
كمكم اين بيمارى به ديگران نيز سرايت كرد و اين گناه بزرگ تحت يك عنوان مقدّس رايج گرديد؛ عنوان مقدّسى چون: «دفاع از ناموس»، يا «حفظ غيرت و حميّت»، و مانند آن. همانگونه كه امروزه نيز مرسوم است كه جنايات بزرگ را با عنوانهاى مقدّس و مورد احترام انجام مىدهند؛ از جمله آنها اينكه غربىها با تمسّك به شعار «حقوق بشر»، حقوق ديگران را پايمال مىكنند و يا تحت لواى «آزادى» انسانها را به اسارت مىكشند و يا به نام «تمدّن» جناياتى مرتكب
[١]- تفسير نمونه، جلد ١١، صفحه ٢٧٠.