مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - عالىترين نمونه انفاق در قرآن
امْوالِهِمْ، ما بَقِى مُسْلِمٌ فَقيراً مُحْتاجاً و لَاسْتَغْنِى بِما فَرَضَ اللّهَ وَ انّ النّاسَما افْتَقَرُوا وَ لا احْتاجُوا وَ لا جاعُوا وَ لا عَرَوا الّا بِذُنُوبِ الاغْنيا»؛ [١] اگر مردم زكات اموالشان را پرداخت مىكردند، حتّى يك مسلمان فقير و محتاج پيدا نمىشد و فقرا با همان حقوق واجب شده [بر اغنيا] بى نياز مىشدند. مردم به واسطه گناه ثروتمندان (ندادن حقوق واجب مالى) محتاج، فقير، گرسنه و برهنه هستند.
برابر اين روايت، حقوق واجب مالى از قبيل خمس و زكات، نياز نيازمندان را تأمين مىكند و در صورت عمل به اين قوانين ريشه فقر در جامعه خشكيده مىشود.
در اين جا پرسشى مطرح مىشود كه: ديگر چه نياز به انفاق و صدقات مستحبّى است و كمكهاى تبرّعى و داوطلبانه كه موضوع بحث ما در اين آيه شريفه (آيه ٢٦١ سوره بقره) است در اين ميان چه نقشى دارد؟
با دو استدلال مىتوان به اين پرسش پاسخ داد:
اوّل- اين كه ممكن است عدّهاى از ثروتمندان از وظيفه شرعى خود تخلّف كنند و زكات مال خود را نپردازند- همان گونه كه اكنون بسيارى از ثروتمندان توفيق انجام آن را از دست مىدهند- در اين صورت صدقات مستحبّى و كمكهاى داوطلبانه و تبرّعى، اين كمبود را پر مىكند.
بنابراين، در واقع مؤمنان نيكوكار، وظيفه و تكليف ثروتمندان نافرما را بر عهده مىگيرند و علاوه بر انجام وظيفه دينى و پرداخت حقوق واجب مالى، انفاقهاى مستحبّى هم انجام مىدهند.
دوّم- زكات و ديگر پرداختهاى دينى كه بر ثروتمندان واجب است، در صورت پرداخت، مايحتاج ضرورى و لوازم اوّليّه زندگى فقرا را تأمين مىكند و
[١]- وسائل الشّيعه، جلد ٦، ابواب ما تجب فيه الزكاة باب اوّل، روايت ششم.