مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦ - مانع بزرگ در دعوت پيامبران «تقليد كوركورانه»
اسلام صلى الله عليه و آله مردم را به دين «اسلام» و پرستش خداى يكتا دعوت مىكردند، واكنش آنان اظهار شگفتى از «سنّتشكنى» حضرت رسول صلى الله عليه و آله بوده و توجيهشان در ردّ دعوت آن حضرت، پيروى از آيين بتپرستى پدران و نياكان خود و تصميمشان ادامه راه آنان و تداوم پرستش خدايانى بوده كه با دست خود مىساختند؛ آن هم خدايانى كه اگر از خرما ساخته مىشد، گاه به هنگام گرسنگى آن را مىخوردند.
خداوند در اين باره از زبان كافران مىفرمايد: «اجَعَلَ الْالِهَةَ الهاً واحِداً انَّ هَذا لَشَىْءٌ عُجابٌ» آيا او (محمّد) به جاى اين همه خدايان [ما] خداى يكتا قرار داده؟! اين براستى چيز شگفتى است! [١]
در بعضى از تواريخ آمده است كه: حضرت ابوطالب بيمار شده بود، در آن هنگام برادرزادهاش محمّد صلى الله عليه و آله بيرون از خانه مشغول تبليغ و عرضه آيين مقدّس اسلام بود. سران قريش كه منتظر فرصتى بودند تا درباره محمّد صلى الله عليه و آله با سرپرست و پشتيبانش، ابوطالب گفتگو كنند، به بهانه عيادت به خانه وى رفتند و گفتند: اى ابوطالب تو بزرگ قبيلهاى! كسى را دنبال محمّد بفرست تا به اين جا بيايد و در مورد مطالبى كه اين روزها به مردم مىگويد صحبت كنيم و با هم معامله و مصالحه كنيم تا نه او متعرّض خدايان ما شود و نه ما مزاحم او شويم. در نتيجه اختلاف و تفرقه در بين مردم تشديد نشود.
حضرت محمّد صلى الله عليه و آله به نزد عمو آمد. ابوطالب خطاب به ايشان عرض كرد:
اينان، بزرگان قريش هستند و براى بيان چنين موضوعى و به قصد دستيابى به سازش به اين جا آمدهاند. شما چه مىفرماييد؟ حضرت در جواب عمو و خطاب به سران قريش سخنى پربار و زيبا فرمودند؛ سخنى كه سران قريش قطعاً عمق و عظمت آن را درك نكردند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «كَلِمَة واحِدَة يُعْطُونيها يَمْلِكُونَ
[١]- سوره ص: آيه ٥.