مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - ٨- منشأ «نفاق»
اگر خداوند ثروتى به من عنايت كند، تمام حقوق آن را مىپردازم». پيامبر برايش دعا كرد چيزى نگذشت كه پسر عموى ثروتمندش از دنيا رفت و ثروت سرشارى به او رسيد و با آن گوسفندانى خريد و كمكم نماز جماعت همه وقت او تبديل به يك وقت شد و گوسفندانش به قدرى زياد شد كه ديگر نگهدارى آنها در مدينه ممكن نبود، به خارج از مدينه رفت و ديگر به كلّى از نماز جماعت محروم شد و آن قدر به ماديّات دنيايى مشغول شد كه به وعدهاش در مورد دادن صدقه عمل نكرد! نه تنها صدقه مستحب را نپرداخت، بلكه از پرداختن صدقه واجب (زكاة مال) هم خوددارى كرد و در اين راه تا بدان حدّ اصرار ورزيد كه اين حكم الهى را به استهزا و تمسخر گرفت و آن را به جزيهاى كه يهود مىپردازند مقايسه كرد. [١] قرآن مجيد علّت بيچارگى «ثعلبه» و نفاق او را بخل و دنياپرستى و پيمانشكنى مىداند و شگفتا كه طبق اين آيه، شريفه، نفاق كسانى مانند ثعلبه تا روز رستاخيز ادامه دارد و از قلب آنها خارج نمىشود- اللهّم اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَيْراً-
اگر ما مىخواهيم مبتلا به اين بيمارى خطرناك نشويم، بايد مواظب اين سرچشمههاى نفاق باشيم و از آن دورى كنيم، مخصوصاً در اين ايّام و ليالى پربركت ماه مبارك رمضان بهره بيشترى بگيريم به هنگام سحر، نماز شب- ولو مختصر و بدون انجام همه مستحبّات- بجا آوريم و سر بر سجده بگذاريم و از نفاق و تمام رذايل اخلاقى و گناهان به خداوند پناه ببريم.
[١]- خيلى از كسانى كه خمس و زكاة به آنها تعلّق مىگيرد، براى توجيه عمل ناپسند خود؛ يعنىپرداخت نكردن اين وجوههاى شرعى، چنين سخنانى بر زبان جارى مىكنند؛ مثلًا مىگويند: چه معنا دارد كه ما زحمت بكشيم و ديگران بخورند؟!