مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨ - انگيزه پرستش
پرستش موجوداتى پرداختهاند كه هيچ مشكلى را از آنها حل نمىكنند، در حالى كه انسان عاقل بايد كارهايش هدفدار باشد.
از اين رو، در آيه ٧٣ همين سوره آمده است: «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقاً مِنَ السَّماواتِ وَ الْارْضِ شَيْئاً وَ لا يَسْتَطيعُونَ»؛ آنها (بتپرستان) غير از خدا، موجوداتى را مىپرستند كه هيچ رزقى را براى آنان از آسمانها و زمين در اختيار ندارند؛ و توان اين كار را نيز ندارند.
انگيزه پرستش
عبادت و پرستش بايد بر اساس انگيزهاى باشد. يكى از انگيزههاى پرستش خداوند قادر متعال، مسئله «شُكر مُنعِم» است؛ يعنى انسان وقتى به خود و اطرافش مىنگرد، خود را غرق در نعمتهاى متعدّد مىبيند؛ نعمت چشم، گوش، دست، پا، تفكّر و انديشه، آسمان، زمين، خورشيد، هوا، درختان، جنگلها، و مانند آنها، و در مىيابد كه اين نعمتها را خود به خويشتن نداده، بلكه از ناحيه ديگرى است. از اين رو، وجدان انسانى به او حكم مىكند تا از مُنعِم (شخصى كه اين نعمتها را در اختيار انسان نهاده است) تقدير و تشكّر كند.
آيا تشكّر از مُنعم بدون معرفت و شناخت او ممكن است؟ اينجاست كه شكر منعم سبب معرفة الله مىشود.
بنابراين، يكى از انگيزههاى پرستش، شكر نعمتهايى است كه خالق به مخلوقات داده است.
حال، اگر معبودى در زندگى انسان هيچ اثرى نداشته باشد و نه تنها فايدهاى به عابد خود نرساند، بلكه از خويشتن نيز نتواند دفاع كند و نيازمند حمايت ديگران باشد، آيا چنين معبودى سزاوار پرستش است؟! بىشك عقل انسان اين پرستش را نمىپذيرد.