مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤ - ١- تعريف حق و باطل
آب يك واقعيّت است، ظاهر و باطن آن مطابق با واقع است و آثارى واقعى دارد؛ اما كفها بىآنكه باطنى داشته باشند، ظاهرشان فريبنده است؛ همانطور كه خيال و پندار چنين است.
در سوره اعراف آيه ١١٧ و ١١٨ درباره داستان حضرت موسى عليه السلام و جادوگران فرعون آمده است: «وَ اوْحَيْنا الى مُوسى انْ الْقِ عَصاكَ فَاذا هِىَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»؛ ما به موسى وحى كرديم كه: «عصاى خود را بيفكن» ناگهان [به صورت مار عظيمى درآمد كه] وسايل دروغين آنها را به سرعت برگرفت. [در اين هنگام] حق آشكار شد؛ و آنچه آنها ساخته بودند، باطل گشت.
حق، يعنى معجزه حضرت موسى عليه السلام و باطل، يعنى جادوى جادوگران فرعونى، معجزه يك حقيقت و واقعيّت است؛ يعنى در آن داستان، حقيقتاً عصاى حضرت موسى عليه السلام تبديل به مار شد و جنبه تردستى و چشمبندى و فريبكارى- نعوذ بالله- نداشت؛ اما جادوى ساحران فرعون اينگونه نبود، بلكه به تعبير صريح قرآن، مردم خيال مىكردند آن طنابها، حركت و جنبش دارد [١]
ساحران طنابها و عصاهايى ساخته بودند كه درون آنها خالى بود. در درون طنابها و عصاها جيوه ريخته بودند مردم به تماشا نشسته بودند فرعون نيز در گوشهاى مشغول تماشا بود موسى عليه السلام و ساحران نيز در سوى ديگر به تماشا پرداخته بودند. با تابيدن آفتاب جيوههاى داخل طنابها و عصاها بخار شد و سبب به حركت درآمدن طنابها و عصاها شد. مردم خيال كردند كه اين طنابها مار و آن عصاها اژدها است، در حاليكه يك حقّهبازى و خيال و پندار بود و واقعيّت نداشت؛ همانطور كه كف روى آب واقعيّت ندارد.
[١]- سوره طه، آيه ٦٦.