مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧ - شرح و تفسير آيه مثل
تا آن را بنوشد؛ ليكن موفق به اين كار نمىشود و تشنه برمىگردد.
مفسران در تفسير «كَباسِطِ كَفَّيْهِ الَى الْماءِ ...»، گفتار مختلفى ذكر كردهاند كه به آنها اشاره مىشود:
١- منظورِ آيه، شخصى است كه براى رفع تشنگى بر سر چاه آبى برود، چاهى كه نه طناب دارد، نه چرخ آبكشى دارد و نه دلو! عمق اين چاه نيز زياد است. اين انسانِ تشنه براى خوردن آب، دو دست خود را از فاصله زياد بسوى آب دراز مىكند، دستانى كه به يك مترى چاه هم نمىرسد؛ بىشك، چنين كسى موفّق نمىشود خود را سيراب كند و ناكام برمىگردد.
٢- مرادِ آيه شخصى است كه در كنار چاه ايستاده است و بدون اينكه حتى دستانش را بسوى آب دراز كند، تنها به آب اشاره مىكند كه بسوى او آيد تا از آن بنوشد، و روشن است كه آب به اشاره او بالا نمىآيد و احتياج به ابزار و وسيله دارد.
آرى؛ دعاى كافران كه به درِ خانه بتها مىروند و در ضلالت و گمراهى هستند، مانند چنين انسانى است.
٣- «باسط»، يعنى اينكه كف دستان باز باشد نه منحنى. اين امر به گونهاى مىماند كه شخصى كنار چشمه آبى برود تا آب بنوشد اين شخص دستش به آب مىرسد؛ ليكن دو دست خود را صاف نگه داشته و آنها را غرفه و كاسه نكرده است؛ به همين جهت، به محض اينكه دو دست خود از آب خارج كرده، به طرف دهانش مىبرد، تمام آب مىريزد و آبى به دهانش نمىرسد، و تشنه از كنار چشمه زلال آب برمىخيزد!
در ميان سه تفسير فوق، به عقيده ما تفسير اوّل از همه مناسبتر است؛ هرچند مىتوان گفت هر سه تفسير صحيح است و هر سه، بيان يك مقصود را دارند؛ زيرا