برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨ - پاسخ به يك سؤال
كنيد، ناگهان زانوى حيوان سست شد.
گفت: مرا پياده كنيد كه شايعه پراكنان راست مىگويند! سپس سفارش كرد كفنهائى براى او بياورند، و از ميان آنها يكى را پسنديد و انتخاب كرد، و گفت در كنار همين بسترم قبرى براى من آماده كنيد.
سپس نگاهى در قبر كرد و اين آيه را تلاوت نمود: (ما اغنى عنى ماليه- هلك عنى سلطانيه) و در همان روز از دنيا رفت.
(آيه ٣٠)- او را بگيريد و زنجيرش كنيد! در ادامه آيات گذشته كه سخن از «اصحاب شمال» مىگفت كه نامه اعمالشان را به دست چپشان مىدهند در اينجا به گوشهاى از عذابهاى آنها در قيامت اشاره كرده، مىفرمايد: در اين هنگام به فرشتگان عذاب دستور داده مىشود: «او را بگيريد و در بند و زنجيرش كنيد»! (خذوه فغلوه).
(آيه ٣١)- «سپس (گفته مىشود:) او را در دوزخ بيفكنيد» (ثم الجحيم صلوه).
(آيه ٣٢)- «بعد او را به زنجيرى كه هفتاد ذراع است ببنديد» (ثم فى سلسلة ذرعها سبعون ذراعا فاسلكوه).
«ذراع» به معنى فاصله آرنج تا نوك انگشتان است (در حدود نيم متر) كه واحد طول نزد عرب بوده، و يك مقياس طبيعى است، ولى بعضى گفتهاند كه اين ذراع غير از ذراع معمولى است بطورى كه هر ذراع از آن فاصلههاى عظيمى را در بر مىگيرد، و همه دوزخيان را به آن زنجير مىبندند.
(آيه ٣٣)- در اين آيه و آيه بعد به علت اصلى اين عذاب سخت پرداخته، مىفرمايد: «چرا كه او هرگز به خداوند بزرگ ايمان نمىآورد» (انه كان لا يؤمن بالله العظيم).
و هر قدر انبيا و اوليا و رسولان پروردگار او را به سوى خدا دعوت مىكردند نمىپذيرفت، و به اين ترتيب پيوند او با «خالق» بكلى قطع شده بود.
(آيه ٣٤)- «و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشويق نمىنمود» (و لا يحض على طعام المسكين).