برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - فضيلت تلاوت سوره
يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ).
تعبير «مستمرّ» اشاره به اين است كه آنها معجزات مكرّرى از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله ديده بودند كه شق القمر ادامه آن بود، آنها همه را بر تداوم سحر حمل مىكردند، و آن را «سحرى مستمر» مىپنداشتند، هر چند اين تهمت بهانهاى بود براى عدم تسليم در مقابل حق.
(آيه ٣)- در اين آيه به دليل مخالفت آنها و همچنين به نتيجه شوم اين مخالفت، اشاره كرده، مىافزايد: «آنها (آيات خدا را) تكذيب كردند، و از هواى نفسشان پيروى نمودند، و هر امرى قرارگاهى دارد» (وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ).
سر چشمه مخالفت آنها و تكذيب پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله يا تكذيب معجزات و دلائل او، و همچنين تكذيب رستاخيز و قيامت، پيروى از هواى نفس، تعصبها و لجاجتها و خود خواهيها بود.
جمله «وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ» اشاره به اين حقيقت است كه هيچ چيز در اين عالم از ميان نمىرود، و هر كار نيك و بدى ثابت و باقى مىماند تا انسان جزاى آن را ببيند. و چيزى نمىگذرد كه چهره زيباى حق آشكار، و چهره زشت و منفور باطل نيز ظاهر مىگردد، و اين يك سنت الهى در عالم هستى است.
(آيه ٤)- به دنبال بحثى كه در آيات قبل پيرامون جمعى از كفار- كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را تكذيب كردند و در برابر هيچ معجزهاى سر تسليم فرود نمىآوردند- آمد، در اينجا تشريح بيشترى در باره اين گونه افراد و همچنين سرنوشت دردناك آنها در قيامت آمده است.
نخست مىفرمايد: چنان نيست كه اين گروه بىخبر باشند بلكه «به اندازه كافى براى بازداشتن از بديها اخبار (انبيا و امتهاى پيشين) به آنان رسيده است» (وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ).
بنابر اين كمبودى در تبليغ داعيان الهى نبوده، «هر چه هست از قامت ناساز بىاندام خود آنهاست» نه گوش شنوائى دارند، نه روح حق طلبى، و نه اين مقدار از