برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - فضيلت تلاوت سوره
شدند سپس به كارى كه از آن نهى شده بودند باز مىگردند، و براى انجام گناه و تعدى و نافرمانى رسول خدا به نجوا مىپردازند» (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ).
از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه قبلا به آنها هشدار داده شده بود كه از نجوا بپرهيزند كارى كه ذاتا توليد نگرانى و بدگمانى در ديگران مىكند.
در ادامه اين سخن به يكى ديگر از اعمال خلاف منافقان و يهود اشاره كرده، مىفرمايد: «و هنگامى كه نزد تو مىآيند تو را تحيّتى (و خوشامدى) مىگويند كه خدا به تو نگفته است» (وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ).
منظور از «تحيت الهى» در اين آيه همان جمله «السّلام عليك»، يا «سلام اللّه عليك» مىباشد كه شبيه آن در آيات قرآن در مورد پيامبران و بهشتيان و غير آنها كرارا آمده است: از جمله در آيه ١٨١ سوره صافات مىخوانيم: «و سلام على المرسلين؛ سلام بر تمام رسولان پروردگار».
سپس مىافزايد: آنها نه فقط مرتكب اين گناهان بزرگ مىشوند، بلكه آن چنان از باده غرور سرمست هستند كه؛ «در دل مىگويند: (اگر اعمال ما بد است پس) چرا خداوند ما را به خاطر گفتههايمان عذاب نمىكند»؟! (وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ).
به اين ترتيب هم عدم ايمان خود را به نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ثابت كردند و هم عدم ايمان به احاطه علمى خداوند.
ولى قرآن در يك جمله كوتاه به آنها چنين پاسخ مىگويد: «جهنم براى آنان كافى است (و نيازى به مجازات ديگر نيست، همان جهنمى كه به زودى) وارد آن مىشوند و چه بد فرجامى است» (حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمَصِيرُ).
البته اين تعبير نفى عذاب دنيوى را در باره آنها نمىكند.
(آيه ٩)- و از آنجا كه مؤمنان نيز گهگاه به خاطر ضرورتها يا تمايلاتى به نجوا مىپرداختند در اين آيه روى سخن را به آنها كرده، و براى اين كه در اين كار آلوده به گناهان منافقان و يهود نشوند مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد!